خانه / مقالات / ظرافت های اجرایی در امربمعروف و نهی از منکر

ظرافت های اجرایی در امربمعروف و نهی از منکر

ظرافت های اجرایی در امربمعروف و نهی از منکر:

آغاز؛

عالِمی بود در شهر ارومیه به نام «حاج آقای صاحب الزمانی»، در یک جلسه ای ضمن سخنرانی به ما گفت؛ «هر چیزی در این دنیا نمکی دارد که بدون آن نمی چسبد و نمک سخن ذکر عاشورا است» که مناسب حال این جلسه است که حسین(ع) فلسفه قیامش را اقامۀ فریضۀ «امربمعروف و نهی از منکر» ذکر کرده است! من که نمی خواهم ذکر عاشورا بگویم، یک عنصر دیگری را بعنوان نمک سخن در این جلسه انتخاب کرده ام؟ و سیاست که این روزها بازارِ گرمی دارد بایستی نمک سخن من در این جلسه باشد و در اهمیت آن بایستی اشاره ای به انقلاب و جنگ و مقطع کنونی و نقش امربمعروف و نهی از منکر، لازم است.

در زمان حاکمیت پهلوی، آنچه مبنای مبارزات مردم و مبارزین علیه رژیم دیکتاتوری را شاه می داد، تمسک به فریضه امربمعروف و نهی از منکر بود که با آگاه سازی از خطر حاکمیت توانستند انقلاب را به پیروزی برسانند و بعد از پیروزی مردمی و اسلامی انقلاب جنگ را به مدت هشت سال با هدف به شکست کشانیدن انقلاب بر مردم ایران تحمیل کردند و نتیجه نگرفتند، امروزه  بسیاری از کارشناسان غربی و شرقی می گویند تحمیل جنگ بر مردم ایران باعث انسجام اجتماعی ایرانیان و اتحاد قوی تری را باعث شد و برعکس هدفی بود که غرب انتظارش را داشت، جنگ یکی از عوامل مؤثری بود که ما ایرانی ها وحدت ملی را در حد بسیار قابل قبولی تقویت کردیم و تبدیل به نقطه قوت اساسی شده.

بعد از جنگ و تاکنون نیز هدف دشمنان ملت ایران از بین بردن همین نقطه قوت است، می خواهند در یک جنگ روانی انسجام ملی ما را خدشه دار نمایند و به همین خاطر است که امروز تأکید و تکیه بر اجرای فریضه امربمعروف و نهی از منکر از اولویت های تک تک دین داران و مردم ایران بایستی باشد و به این وسیله خواهیم توانست اتحاد ملی خود را حفظ کنیم و بر ناملایمات غلبه نماییم.

تاریخ امربمعروف و نهی از منکر:

تاریخِ عمل به این فریضه مهم به زمان رسول اکرم(ص) و شخص حضرتش که بزرگترین  عامل و آمرِ بمعروف بوده است و منطقی نیست که بگوییم نیاز به وجود تشکیلات مستقلی وجود داشته است، چون وجود مقدس پیامبر اعظم نوری  بود در آن زمان که همه در مسیر جاذبه آن خود را با اعمال و رفتار و گفتار او هماهنگ می کردند.

بعد از رحلت نبی اکرم(ص) و در زمان خلفای راشدین بود که جهت کنترل جامعه و حفظ نظم دایره حسبه و احتساب و بعدها تشکیلاتی بنام شرطه سازماندهی شد. آنچه شناخته شده است به قرن سوم یا چهارم و در زمان خلیفه دوم و شخصی غیر از خلیفه عهده دار موضوع شد. لیکن، در عهد هارون شخصی بنام ابویوسف از شاگردان ابوحنیفه تشکیلات منظمی را راه اندازی کرد و خود بعنوان قاضی القضاه عهده دار امور شد. حاکمان وقت و قدرت طلبان وقتی متوجه اهمیت موضوع شدند بتدریج سعی در انحراف و کنترل موضوع درآمدند تا از آسیب متصور در امان بمانند و با نفوذ در امورات دینی سعی کردند بحث امربمعروف را در حاشیه نگه دارند، تاجایی که در رساله های عملیه نیز اهمیت خاصی به موضوع داده نمی شد و شهید مطهری نسبت به موضوع معترض بود و خواستار توجه مراجع و علما در وارد کردن موضوع در رساله نویسی شده است، در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی حکومت جمهوری اسلامی تلاش دارد به موضوع پرداخته شود و این جلسه یکی از مصادیق همین ادعاست.

تذکر یک نکته در اجرای این فریضه، لازم است بدانیم که امربمعروف و نهی از منکر یک امر تعبدی مثل نماز و روزه نیست، یعنی در امور تعبدی جای چون و چرا جایز شمرده نشده است. مثلا نمیشود بحث کرد که نماز صبح چرا دو رکعت است، دستور دین است باید اجرا شود. ولی بحث امر به معروف یک موضوع اجتماعی و پایه سیاست اسلامی است با افکار عمومی و فکر انسان ها  و با سبک زندگی اجتماعی سروکار دارد و تا بی نهایت قابل بحث است و به همین خاطر است که بزرگان گفته اند تمام واجبات دینی و حتی جهاد در راه خدا در مقابل فریضه امر به معروف و نهی از منکرقطره ای بیش نیستند، به همین خاطر این فریضه مهم دارای شرایط و مراتب و ظرافت هایی است آموختنی، نمی شود هرکس اندازه آموخته هایش اقدام کند.

شرایط هفت گانه:

علم و معرفت:   

یکی از شروط اساسی در اجرای این فریضه داشتن معرفت و علم به موضوع است که بصیرت ایجاد می کند ” العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس … ” ( آنکس که زمان خود را درک کند …..  در کار خود اشتباه نمی کند ) یعنی تسلط بر علوم اجتماعی و شناخت سیاسی زمان شرط اول است.

احتمال اثر و نتیجه:

یعنی در هر اقدامی بایستی محاسبه اثر داشته باشیم و این به معنی دخالت دادن موثر عقل و کنترل احساس و دوری از جهل و جمود، در غیر اینصورت اقدام ما شبیه خوارج زمان صدر اسلام و داعشی و سلفی فعلی میشود که هم جلاد ندای الله اکبر می دهد و هم قربانی! و مرکل (صدراعظم آلمان) می گوید؛ تاریخ خواهد نوشت مسلمانان برای فرار از دست همدیگر به جای کعبه به ما (اروپای مسیحی) پناه می برند؟! و این است نتیجه کنار گذاشته شدن عقل در عمل به تعالیم اسلام.

تکرار معصیت:

وقتی از امر به معروف صحبت می کنیم قبل از هر چیز از نصیحت و توجیه حرف میزنیم ولی وقتی از نهی از منکر صحبت می شود یعنی کار از نصیحت گذشته است. مثل اینکه کسی  در کنار خرمن گندم با آتش بازی کند  بایستی از محل دور کرد که آتش و خرمن شوخی ندارند، با نصیحت نمی شود و یا در موضوع برخورد امام علی(ع) با خوارج که وقتی نصیحت کارساز نشد کار به برخورد کشیده شد.

نبودن ضرر و مترتب نشدن مفسده:

اساساً کار فرهنگی کار پیچیده ای است و در آن ضرر فردی با مفسدۀ اجتماعی پیوند تنگاتنگی دارد و به همین خاطر از اهمیت وِیژه ای برخوردار است چون زمینه ی سعادت جامعه به آن مرتبط است، برای مثال فردی بخواهد برای هدایت فرزند تارک الصلاه خود که به نصیحتش توجهی نکرده است او را از خانه بیرون کند که ظاهراً نهی از منکر کرده است ولی در عمل او را به سمت فساد و تباهی سوق داده است!؟ اجرایی کردن فریضۀ مقدس امربمعروف شبیه همین مثال است که نبایستی برای اقامۀ معروفی باعث مفسده بزرگی شد.

ملاحظه اهمیت:

یعنی اگر قرار است در مسیر نهی از منکر ضربه ای دریافت کنیم زمانی باشد که اهمیت داشته باشد؟ آمده است که در صدر اسلام یکی از بزرگان اسلام وقتی صدای لهو و لعبی را شبانه از خانه ای شنید، از دیوارِ خانه بالا رفت و به تندی صاحب خانه را خطاب کرد که چرا مرتکب گناه می شود؟ صاحب خانه پاسخ داد اگر من مرتکب یکی(گناه) شده ام، تو سه گناه می کنی!

  • بدون اجازه وارد خانه من شده ای،
  • خدا گفته از در وارد شویه و تو مثل دزدها وارد شده ای،
  • سلام نکردی.

رواج بدعت ها:

رواج بدعت یعنی منکری که بنام دین صورت گیرد، است. ادیان آمده اند تا غباراز چهره دین بزدایند و حقیقت دین را برای هدایت بشری نشان دهند، بدعت، نشان دادن باطل در لباس حق است. امر بمعروف و نهی از منکر یعنی مبارزه با جهالت و ناآگاهی که منشأ قدرت حاکمان ناشایست است، عمل به این فریضه یعنی زدودن جهالت که داستان گوساله سامری تکرار نشود و آتش به اختیاری که رهبر معظم انقلاب فرمودند یعنی عمل درست و به هنگام به این فریضه مقدس تا قدرتمندان به آن تمسک نجویند و دین را ملعبه دست قرار ندهند.

سکوتی که رواج منکری را موجب گردد:

سکوت در برابر ظلم و در برابر بدعت جایز نیست واگر توان تشخیص نداریم در اجرای امربمعروف سکوت بهتر از موضع گیری است و به همین خاطر است در شناخت مسئله بایستی یادبگیریم که سرآغاز وارد شدن به موضوع است.

اگر جامعه نسبت به مسائل سیاسی – اجتماعی و در عمل به دین بی تفاوت است سکوت جایز نیست و در زمان کنونی ناآشنایی به مسائل و بهانه قرار دادن آن برای بی تفاوتی و سکوت منکری است که مرتکب می شویم، برای  مثال شتر صالح را یک نفر کُشت و خداوند متعال قومی را عذاب کرد چرا که آن قوم در مقابل منکری سکوت کردند و بی تفاوت مانده بودند. اولویت در شکستن سکوت و راهبری و آگاه سازی جامعه با نخبگان است که وظیفه ای مضاعف دارند.

مراتب امربمعروف و نهی از منکر:

عمل به این فریضه، همانطوری که دارای شرایطی است به همان سیاق دارای مراتب سه گانه ای نیز هست؛

الف) مرتبۀ قلب:

نقطه آغازین هر اتفاقی از قلب یا دل است، انحراف ابتدا از قلب شروع می شود و بعد نمود پیدا می کند، وقتی قلب منحرف شد و حساسیت خود را نسبت به مسائل اجتماع و ناگواری ها از دست داد زمان مرگ انسان فرا می رسد و به همین خاطر است که علی(ع) می فرماید «میّت الاحیاء» یعنی مردگان زنده نما!؟ چنین افراد و جامعه ای زنده هستند و زندگی نمی کنند.

ب) مرتبه زبان:

در سورۀ نمل آیه ۱۲۵ طریق امربمعروف و نهی از منکر را روشن کرده است. فرموده: «دعوت کن مردم را بوسیله موعظه و حکمت» و این مهم تنها بوسیله زبان اتفاق می افتد و ما بوسیله زبان است که اصول بنیادین را و واقعیات را برای همدیگر استدلال می کنیم و در ارشاد و راهنمایی همنوعان تلاش می کنیم.

ج) مرتبه ید و عمل:

از معصوم(ع) در اصول کافی آمده است که «کونو دعاه للناس بغیر السنتکم» یعنی مردم را به غیر زبانتان دعوت به اصلاح کنید. همان کاری که رسول اکرم(ص) می کرد و معصومین(ع) تکرار می کردند و این مطلب بعضاً با تنبیه اشتباه گرفته می شود که آن هم در مراحلی که حاکمیت اسلامی وظیفه دارد.

شهید مطهری می فرماید، «فردِ سکولار و بی تفاوت به دین را در مشهد آوردیم به نماز جماعت و شروع کرد به شرکت در مراسمات و عمل به فرائض و هنوز در مرحله آغازین راه بود که یک آدم خشک مقدسی نتوانست تحمل کند و یقه این فرد را گرفت که به ریشت تیغ می زنی … تظاهر به فسق می کنی و از مسجد بیرون انداخت و این فرد رفت دنبال کارش و شد همانی که قبلاً بود!؟ می خواست نهی از منکر کند مفسده ایجاد کرد … » این هم یک نوع مرحله یدی است. به همین خاطر است که شرط اصلی در امربمعروف داشتن علم و شناخت مسئله است.

آمرین به معروف و ناهیان از منکر:

همانطوری که از مطالب فوق برمی آید، عامل این فریضه بایستی انسان کاملی باشد که نمونه آن رسول اکرم(ص) و معصومین(ع) اس

ت! ولی ما که نمی توانیم مثل آنها باشیم و از سویی اجازه مسکوت گذاشته شدن این فریضه مهم اجتماعی – سیاسی را نیز نداریم؟ پس باید تلاش مضاعفی داشته باشیم تا در مسیری که این بزرگان هستند قرار گیریم، به دو مطلب اشاره می کنم؛

  • قرآن کریم می فرماید؛ «لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم، ثم رددناه اسفل سافلین»(تین/۴و۵) یعنی ما انسان را (در مقام) احسن تقویم (نیکوترین مراتب صورت وجود) آفریدیم، سپس (به کیفر گناهش) به اسفل سافلین بازگردانیدیم.

مقامی که خدای متعال در بین تمامی آفریدگانش فقط برای انسان داده و او را عزیز کرده است و خودِ ما هستیم که با عملکردمان به پست تر از هر موجودی می توانیم سقوط کنیم. فلذا،چاره کار توجه فردی و جمعی به فریضه مهم امربمعروف است.

  • مبنا و سرآغاز حرکت انسان به سمت تعالی در این فریضه اخلاق فردی و جمعی است. بنظر ساده می آید، دقت شود که علامه جعفری در تعریف اخلاق آورده است؛ «عبارت است از آگاهی به بایستگی ها و شایستگی های سازنده انسان در مسیر جاذبه کمال و تطبیق عمل و قول و نیت و تفکرات و اراده بر آن بایستگی ها … »

وظیفۀ ما:

  • تقویت بنیه دینی، فرهنگی، اجتماعی و اعتقادی خود،
  • شناخت و تشخیص شرایط زمانی و مکانی (ملاحظات سیاسی و اجتماعی)،
  • شناخت خطراتی که جامعه اسلامی را تهدید می کند و برای همین ضروری است که اتاق فکر امربمعروف و نهی از منکر تشکیل و اولویت ها را مشخص کند،
  • شناخت قوانین کشور با توجه به این که در حکومت اسلامی زندگی می کنیم از حساسیت زیادی برخوردار است و پرهیز از قانون شکنی و بنظر مفهوم اصلی «آتش به اختیار» همین باشد.

۱۶شهریور۱۳۹۶ ذوالفقار صادقی

توجه:

  • متن سخنراتی نویسنده به تاریخ ۱۳شهریور۱۳۹۶ در جمع بسیجیان سپاه شهرستان چالدران،
  • مطلب، گزیده و خلاصه موارد اساسی از کتاب «امربمعروف و نهی از منکر در اندیشه و عمل» اثر نویسنده است که به تاریخ ۱۳۸۰ش، چاپ و منتشر شده است، تئوریی است که به مدت نزدیک به دو سال (از سال ۱۳۷۳تا۱۳۷۴) در شهرستان ماکو (بخشهای سیه چشمه، شوط و پلدشت) توسط نویسنده عملیاتی شده است.

سؤالات:

بخاطر ضیق وقت نتوانستم به سؤالات طرح شده پاسخ بگویم، ضمن این که در متن به عمدۀ سؤالات پاسخ داده شد و به احترام حاضرین در جلسه عین سؤالات را طرح می کنم تا کمک کار مسئولین محترم در مدیریت این فریضه مهم باشد؛

  • اولویت اول در انجام امربمعروف و نهی از منکر چیست؟
  • یکی از دوستانم نماز می خواند ولی به مسجد برای نماز جماعت نمی آید، چکار کنم تا به نماز جماعت بیاید؟
  • یکی از دوستانم که تیپ و ظاهرش از فرهنگ غربی است، چکار کنم تا تیپش اسلامی شود؟
  • یک دوست صمیمی دارم و خیلی دوستش دارم ولی نماز نمی خواند آیا قطع ارتباط کنم؟ چون آیت الله سیدعلی قاضی با یک جوان گناهکار رفاقت کرد و آخر به راه راست هدایت کرد،
  • امربمعروف و نهی از منکر واجب کفایی است یا عینی،
  • در صورتی که امربمعروف و نهی از منکر اثر نکند وظیفه چیست؟
  • آیا برای بازیگران و هنرمندان چنین کارگاههایی برگزار می شود، چون وضع در رسانه خوب نیست باید امربمعروف را از رسانه شروع کنیم تا موضوع بدحجابی در کشور حل شود،
  • چرا به افرادی که در دوره های امربمعروف و نهی از منکر شرکت می کنند هیچ گونه کارت شناسایی صادر نمی کنند تا پشتوانه قانونی داشته باشند؟

 

 

 

 

 

Rating: 3.0. From 2 votes.
Please wait...

درباره ی ذوالفقار صادقی

همچنین ببینید

گزینه‌های راهبردی ایران در قبال «تجزیه طلبی کردستان عراق»

نگاه نو – آنچه در منطقه کردستان عراق و توسط آقای بارزانی اتفاق افتاد و ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code