خانه / مقالات / قدرِ علی(ع)

قدرِ علی(ع)

قَدرِ علی(ع):

     اینکه، علی(ع) امام اول شیعیان یا خلیفۀ چهارم اهالی سنت و جماعت دارای چه فضائلی بوده است که در سحرگاه اولین شب احیا به ضرب کین یک مسلمان زخمی و در آخرین شب قدر به شهادت می رسد، حکایتی است که طرح آن در احادیث و روایات متعددی ذکر شده و نقل محافل و مجالس و منابر در میان مسلمین است که هدف این نوشتار نیست!

     در این یادداشت از شجاعت علی(ع) آنطوری که در مواجهه با «عبدود» و «مرحب» ذکر شده سخنی در میان نیست، همانطوری که از عبادت آن حضرت در نخلستان حرفی نخواهم زد. می خواهم از دست آوردی که بشریت و یا حداقل جهان اسلام از آن بهره بُرده و می بَرَد سخن بگویم که بنظر مغفول مانده و بر غربت این گونه بحثها افزوده شده و می شود.

     بطور کلی از روزی که بشر غارنشینی را راها کرده و متفاوت بودن خودش را با سایر مخلوقات عالم با یکجانشینی تعریف کرد، برای زندگی انسانی و طی پله های ترقی با دو پرسش اساسی و مسئله ساز مواجه بوده است؛ اینکه عادلانه زندگی کند و در عین حال آزاد باشد. حاکمان و قدرتمندان، سیاستمداران و اندیشمندانِ علوم انسانی و بالاتر از آن مبارزانی که در تحقق بخشی این دو مقوله جنگیدند، خون دل خوردند، در غُل و زنجیر شدند، سرهاشان بریده شد و اسارت کشیدند و چه تراژدیها که برای آزادی و عدالت آفریده نشد وجالب تر اینکه دیکتاتورها، مستبدین و جهانگشایان نیز در توجیه جنایات خود به این دو(عدالت و آزادی) تمسّک جسته اند؟ مگر کمونیست ها و امپراتورانِ شورویِ سوسیالیستی به نام برپایی عدالت در حضیضِ برابری نیفتادند و غارت کردند و کشتند و بُردند و تخمهای کینه و نفرت را کاشتند و رفتند و یا امروزه آمریکایی هایی که در تمسک به آزادی انسان و فردگرایی، سلاح به سعودی نمی فروشند که مردمان یمن را رها کنند از استبداد داخلی به سبک سعودی و یا شعار حمایت از مردم ایران را به نام آزادی و رفاه نمی دهند تا آنچه در لیبی و عراق و سوریه و افغانستان می کنند را در شکلی دیگر در ایران عملیاتی کنند. که آزادی و عدالت اجتماعی و دموکراسی با ناو و پهباد و سلاحهای هسته ای و چکمه های سرباز چندملیتی، بگذریم که بحث در قَدرِعلی(ع) است و لاغیر.

     در این مقال، می خواهم از قدرعلی(ع) با دست آوردهایش بنویسم، اندازه ای که در وسع این نوشتار است. اینکه آن حضرت چه دست آوردی داشته که آزادی را و عدالت را برای ترقّی انسان به ارمغان آورده است؟ پاسخ به این گونه سؤالات انتزاعی نیست، بایستی آدرس عینی و قابل لمس داده شود تا فهم آن سهل تر شود و این پاسخ در مدت نزدیک به پنج سال زمامداری علی(ع) ملموس تر است، و کسی توان سوبژکتیو دانستن آن را نخواهد داشت. امروز علوم رفتاری تحلیل های انتزاعی را برنمی تابد و این فرصتی است تا سیره عملی و روش زمامداری امام علی(ع) تبیین شود:

     اولّین نکته اساسی و اعجاز گونه در زمامداریِ امام علی(ع) در قبول خلافت است! در عالَمِ سیاست و سیاست ورزی، توجه به دوام و قوام حاکمیت و تثبیت قدرت یک اصل شناخته شده و محور قرار دادن فرهنگ سیاسی جامعه ای است که بر آن  حکومت می کنند، است. فرهنگ سیاسی مردمان عرب هنوز فاصله زیادی از فرهنگ جاهلی نگرفته بود. در جهان بسته و محدودی که عربها آن را می شناختند و حتی در بیرون از مرزهای آن سامان، مردمسالاری و یا دموکراسی به معنی مصطلح وجود خارجی نداشت و یا عدالت که شمع آن در پستوهای ذهنی اندکی از مصلحان زندانی بود، درانداختن شیوه ای جدید از حکمرانی بمعنی تابوشکنی و پنجه انداختن با تیغ جهالت بود که علی(ع) دست به این کار زد.

     مشاورت علی(ع) با خلفای قبل از خود و دوری از نزاع، و عمل و تبعید صحابه ای چون اباذر نیز نتوانست خللی در مشاورت و یا باعث نزاع با حاکمیت را باعث شود. لیکن، اکراه آن حضرت در قبول زمامداری و شرط گذاری آن تعجب برانگیز است؟ در همان حال که به مردمان و دوستداران و پیشنهاد دهندگان به قبول حاکمیت توصیه می کند که دنبال کس دیگری باشند و قول مشاورت به هرکس را که منصوب شود را می دهد و در عین حال شرط می گذارد که به روش خودش عمل خواهد کرد. تهدید می کند که بیت المال را حتی اگر در کابین زنانتان باشد، مسترد خواهد کرد! در توجه به همین تصمیم آن حضرت در قبول زمامداری است که بایستی در این سخن علی(ع) تأمّل کرد که؛ «الولایت مضامیرُ الرجال» (ولایت و زمامداری عرصۀ هنرنمایی مردان است)، و هنرنمایی علی(ع) شروع می شود، نه برای تثبیت حاکمیت و قدرت خود و خاندانش که برای ارتقای بشریت و جامعه ای انسانی – اسلامی به نقطه ای مطلوب.

     درحالی که زمامداری و خلافت را حق خودش می دانست و از اظهار آن کوتاهی نکرد که منصوب بلافصل پیامبر اسلام(ص) است، نصب خود را منوط به انتخاب آزادانه مردم کرد، که نقطه عطف در زمامداری در عصر تاریک جاهلی – عربی و در جهان متمدن آن روز بود، و این نخستین دستاورد سیاسی – اجتماعی آن حضرت به بشریت بود. امروز با تکیه بر توسعه علوم سیاسی و اجتماعی بهتر و روشن تر می توان آن را به بحث نشست و همین اندیشۀ سیاسی بود که فردی چون جُرج جُرداق مسیحی وقت خود را صرف تفسیر اندیشه های آن حضرت در نهج البلاغه می کند و این است قدرِعلی(ع) که فرضی است بر مدعیان پیرو او در پیشتازی در شناخت، تحلیل و عمل به آن.

     از فردای انتخاب به زمامداری، الزام به رعایت عدالت را نخست بر اطرافیان و بر همان هایی اِعمال کرد که تلاش کردند تا آن حضرت را به قدرت برسانند تا خود نیز در سایه سار آن به نوایی رسیده باشند، عدالت را در مبارزه با اژدهای هفت سرِ فساد آغاز کرد بدون اینکه در غلبه بر آن به شیوۀ فرقه ای عمل نماید و عده ای را مصونیت ببخشد، آن را محملی برای حذف مخالفین حکومت قرار دهد. مبارزه را تک بُعدی پیش نبُرد، آن را با شایستگان و کاربلدانی که تا آن روز مطرود قدرت بودند آغاز کرد و مردم را به یاری طلبید تا خود را بیابند، احساس مسؤلیت کنند، ورز سیاست نمایند و احساس سربلندی و در اداره جامعۀ خود نقش ایفا کند. انسانها را به صرف اینکه مسلمان هستند، پیرو یا دوستدارش هستند، ارج ننهاد. انسانها را به صِرف انسان بودنشان قدر دانست که در فرمانِ مشهورِ مالک اشتر به خوبی آن را بیان کرده که «ای مالک، انسانها یا در دین با تو برادرند و یا در خلقت».  اینگونه بود که گستردگی و عظمت و حقیقت دین اسلام را به جهانیان معرفی کرد. این مهم، دومین و اساسی ترین دستاورد عینی امام علی(ع) است به بشریت.

     در برقراری عدالت که آن حضرت را شهید عدالت می نامند و آیندگان سعی کردند در عمل به آن به برابری رسیدند و دیکتاتوری. آزادی را در نهایت درجه پاس داشت، برای آیندگان به یادگار گذاشت که اگر خواهان عدالت هستید، آزادی را پاس بدارید. مردمان آزاد در جامعۀ آزاد و در تمرین آزادی انسانهای خودساخته تربیت می شوند تا در مشارکت سیاسی خلاقانه عمل کنند، از انسانهای آزاداندیش و خودساخته است که جامعۀ آزاد و انسانهای عدالت طلب و جامعه معتدل بوجود می آید، آری قَدرِعلی(ع) در چنین نکاتی است که از آن غافلیم.

     علی(ع) را بایستی بزرگترین مصلح تاریخ بشریت در سیاست و اجتماع و اقتصاد دانست، او که عدالت را در آزادی و آزادی را در تحقق عدالت تعریف و به آن عمل کرد، تک سوار عرصه اصلاح جامعه اسلامی – عربی و بشری است و در این راه نه تنها به تیغ زهردار جهل عربی و مدعیان عدالت اسلامی فرقش شکافته شد که فرزندانش هم به همین کین و در خشم و غضب جهالت مقدس جان و سر باختند! چرا که مصلحت حکومتش را در معرفی و تبیین و تحققِ حقیقت اسلام و حقیقت رسالت خلیفه الهی انسان قرار داد و حاکمیت و قدرتِ بماهو قدرت را از بند کفشش بی ارزش می دانست. تا آیندگان در ادعای پیروی از سیره او جرأت مصلحت اندیشی به انحاء رنگارنگ در تثبیت قدرت نداشته باشند.

      یکی از نکات بارز و مغفول در شناخت علی(ع) در زمامداری، ارج نهادن به آزاداندیشی بود، اگر تأملی در ریشۀ نحله های فکری در جهان اسلام داشته باشیم، به نتیجه خواهیم رسید! هر چند در جامعه ای که جوشش اندیشه های مختلف به ضرر حاکمیت بود و فرهنگ جاهلی آن را به انحراف کشانید. با تحمل آنها بنیانی را پایه گذاری کرد که در گذر زمان، زمامداران  بی واهمه مورد سؤال قرار گیرند و یاد بگیرند اندیشه را نه با تیغ که با اندیشه جواب دهند. به این گونه بود که بنای توسعه سیاسی و ترقی اجتماعی را بنیان گذاشت. دشمنانش در جلو دیدگان نافذ آن حضرت توطئه چینی می کردند و کسی حق تعرض با آنان را نداشت و تا زمانی که دست به سلاح نبرده بودند به زبان انتقاد و با هدف اصلاح و با قدرت استدلال به گفتگو می نشست و تلاش کرد اندیشمندان عدالت طلب و آزاد اندیش را وادار به احساس مسئولیت و ابراز وجود نماید تا جامعه راه اصلاح و اعتدال را بپیماید و تا قدرت طلبان راهی غیر از مجادله و خشونت  انتخاب کنند. هر چند «نرود میخ آهنین بر سنگ» لیکن، علی(ع) بود که راه را از چاه، سعادت را از شقاوت وزیستن به سبک انسان را موج ایجاد کرد تا چون منی با افتخار از قدرِعلی(ع) بنویسم.

«قدرِ تو خفتن بُوَد در ره مخُسب    تا نبینی آن در و درگه مَخُسب»

علی(ع) تا جان در بدن داشت از فکر اصلاح و هدایت جامعه در برپایی جامعه عدالت طلب و آزاداندیش دست برنداشت و زمانی خوابید که شهادتش فصل بیداری انسان باشد، و این است قدرِعلی(ع)، آن را در شبهای قدر قدر بدانیم، التماس دعا.

۵خرداد۱۳۹۸ (رمضان۱۴۴۰) ذوالفقار صادقی

Rating: 1.5/5. From 2 votes.
Please wait...

درباره ی ذوالفقار صادقی

همچنین ببینید

ایران و آمریکا و ذوق زدگی در حل مسئله!

ایران و آمریکا و ذوق زدگی در حل مسئله! وقتی «دونالد ترامپ» (رئیس جمهور آمریکا)، ...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code