خانه / رصد راهبردی / واینک آخر الزمان و جنگ به روش نامتقارن

واینک آخر الزمان و جنگ به روش نامتقارن

حسین اژدر ( ۲۹دی۱۳۹۵)؛

ضرورت و مقدمه بحث:
مقالات تحلیلی نگاه نو: نه تنها تاریخ شناسان،بلکه دانشمندان علوم سیاسی و اجتماعی از جنگ و درگیری مسلحانه(army hostilities) به عنوان دلایل شکلگیری حکومت ها و دولت ها در مفهوم مدرن خود یاد میکنند .
همچنان،شدیدا و جدی از توانایی های حکومت ها در پیروزی وشکست در جنگها؛ میتوان به نتایج با اهمیتی دست یافت از جمله:
به عمق استراتژیک داخلی و بیرونی طرفهای مخاصمه(inside and(or) outside of conflict areas) ،میزان مقبولیت و توانایی های تکنیکی و تکنولوژیک و تاکتیکی- عملیاتی؛ سطح تواناییهای انسانی منابع مادی؛ و مسلما عمق علاقه مندی های ایدئولوژیکی و مذهبی و پیروی مردمان از عقاید حاکمان و… .
دردوران های اولیه تر دولتها می توانستند به کمک جنگ آوران(warriors ) از شهروندان خود در مقابل راهزنان، غارتگران و دشمنان خارجی محافظت کنند.
بعدها حکومتها به تدریج توانستند پس از کسب حمایت های مردمی و کسب انواعی از مشروعیت ها و در نتیجه پیروی مردمان از دستورات حکومت ها و تولید و قوام ارتش های منظم و سرباز گیری عمومی و نیز پیشرفت دانش فیزیکی و دینامیک جنگ و ارتقاع روحیه ی دلاوری در ذهن و درونیات مردمان ؛به فکر ارتقاع تمنیات خود از زمین شده تا بتوانند به کمک تکنولوژی و دانشی که کسب کرده بودند به آبادانی زمین های سوخته ای که بدست می آوردند باشند.
این گونه بود که مردم،توانستند به لطف کسب دانش ونیز آگاهی واطمینان به خواست حقیقی خود، به دولتها و سیستم ها و رژیم ها مشروعیت و اجازه بدهند تا بتواند به نمایندگی و کمک مردم برای آنها اکسیژن معلق و اتمسفر مسطح را به لطف دانش درگیری مشروع به ارمغان بیاورد.
در واقع ایجاد، پی گیری و ممانعت از درگیری های سخت و ” نرم نه تنها برای دفاع در مقابل متجاوزان مشروع خواهد بود، بلکه مسلما و قطعا برای دفاع از منافع آینده ضروریست و حتما،شدیدا و جدا(seriously) برای دفاع در مقابل تجاوزات آینده نصب و راه اندازی پدافند های کارا و فعال (active) لازم به نظر می رسد .
البته برای رفع هر گونه سوع تفاهم باید اضافه کرد که درگیری به لطف پیروی از “استراتژی پی گیر”(استراتژی متواتر در کنار استراتژیهای موازی و مکمل) و نیز متناسب درگیری کنونی،و البته واقع بینی و دید درست نسبت به محیط درگیری(geo-conflict) به مراتب پاسخ گو تر و کارا تر از “تهور گرایی و …” است.
باید توجه داشت طی پی گیری مطالب فوق الذکر(و پیش گفته) نتیجه ای عمیق با تاکید بر دانشی عمیق مبتنی بر” قدرت مبتنی بر دانش محیط درگیری” بوجود می آید که نه تنها در محیطی متناسب دنیای روز یعنی” دنیای پر از عدم قطعیت با بازیگران متفاوت و ناهمتراز” را بوجود می آورد بلکه این نوع از قدرت ،قدرتی کانسپتچوال از مجموع قدرت نرم افزارانه و سخت افزارانه خواهد بود که نه تنها معید :geo-info ;geo-cul ;geo-eco;و……….خواهد بود بلکه از آنها به عنوان ابزار و شاخصه ی اندازه گیری مقدار کارایی خود(self-performance) یعنی کارایی «قدرت مبتنی بر دانش محیط درگیری» را به دست می دهد.

ایالات متحده و خواست های هژمونیک
باید دانست که در دوران ما شکل جدیدی از منازعه بین المللی ایجاد شده است.
روندهای منطقه ای و بین المللی ماکدا تحت تاثیر شاخص های هژمونیک در سطوح بین المللی قرار گرفته و به این ترتیب، بحران های منطقه ای و بین المللی به گونه فزاینده رو به گسترش است.
این امر هم ناشی از تغییر در موازنه های استراتژیک سخت افزارانه و نرم افزارانه و همچنین دگرگونی در قدرت تکنولوژیک و توازن اخلاقی و اجتماعی بین المللی است که ناشی از تبادل اطلاعات بی حد و مرز و بی اندازه در سطح مخاطبین بین المللی است.
باید دانست که نه تنها بازیگران منطقه ای بلکه قدرتهای جهانی و بین المللی هم در شرایط «ابهام امنیتی» قرار گرفته اند و به این ترتیب نگرانی امنیتی آنان به گونه قابل توجهی افزایش یافته است.
این امر را ناشی از شرایط مبتنی بر هژمونی کنونی آمریکا به عنوان تنها سهم دار ابر قدرتی در سطح بین المللی می توان به وضوح دید. هنگامی که یک کشور موقعیت ساختاری خود را براساس مولفه های هژمونیک تعریف می کند، در آن شرایط ضریب امنیتی سایر بازیگران به گونه قابل توجهی کاهش خواهد یافت.
چنین روندی را می توان در روابط آمریکا با عراق و افغانستان به شکل درگیری مستقیم سخت افزارانه و البته در جنگ مدار ۳۳ لبنانی ها با رژیم اسرائیل و درگیریهای سوریه باز هم سخت افزارانه و نه مستقیم و گاها ایران که به طور مستقیم و غیر مستقیم نرم افزارانه همچنان و گاها پخته پی گیری میشود مورد ملاحظه و بررسی قرار داد.
مولفه های تشکیل دهنده رئالیسم ساختاری در نظام بین المللی بیانگر آن است که بر اساس فعال سازی الگوی هژمونیک پسند آمریکایی، زمینه های متعددی برای افزایش تضادهای سیاسی و استراتژیک آمریکا تنها با دشمنان بالقوه و بالفعل ایالات متحده فراهم میکند، بلکه برای دوستان ایالات متحده هم این هژمونی طلبی آمریکا نگران کننده خواهد بود.
شاخص های رئالیسم جدید بر این امر تاکید دارند که نقش ملی و جهت گیری سیاست خارجی کشورها، براساس موقعیت ساختاری و درونی آنان سازماندهی واجرا می شود.
به این ترتیب، آمریکا برای تحقق جایگاه ساختاری خود در سیاست بین الملل، تلاش قابل توجهی را برای ایجاد «امنیت هژمونیک» انجام داده و خواهد داد. در این شرایط، سطح ستیزه گری ایالات متحده با بسیاری از واحدهای منطقه ای افزایش می یابد و زمینه های شکل گیری تعارض، رویارویی و جنگ های منطقه ای و محدود را فراهم می آورد.
تردیدى نیست که با حادثـه ۱۱ سپـتـامـبـر ۲۰۰۱ میـلادى مـحـیـط سیاسى و امنیتى نظـام بـیـن الـمـلـل مـتــحــول شـده اســت.
در واقع برای اولین بار با فرصت طلبی و تروریستی گری یک گروه غیر دولتی ،شاید هم سهل انگاری گری و به احتمال بیشتر با پی گیری یک کار ناتمام و فرصت طلبی یک گروه غیر دولتی هویت سخت افزار گرای ذاتی قدرت امریکا به منحصه رسید و دوباره هویت گمشده خود را در جنگی نامتقارن در جهت تثبیت قدرت سخت ایالات متحده برای هژمونی برتر ایالات متحده به نمایش گذاشت.
رویداد یازدهم سپتامبر و حمله به تأسیسات حیـاتـى و حـسـاس اقتصادی در آمریکا یکى از نـمـونه هاى بارز ایـن نمونه جنگ بود که تاکنـون سابقه چندانى نداشت و باب تازه اى را در این نوع جـنـگ گـشــود کـه هـمــواره درسـى تـاریـخـى از نوع نامتقارن بــراى طـرفـیــن درگـیــرى محسوب خواهد شد .
جنگ در دوران ما
به طور کلی، روشهای نامتقارن و نامتشابه در شرایط نبود تعادل و موازنه، مطلوبیت ویژه ای را برای بازیگران در سطوح مختلف به وجود می آورد.
آمریکا الگوهای رفتاری خود را با دیگرانی که منافع نامتشابه و گاها ناهمسو با وی را برای خود تعریف کرده با میکنند براساس جلوه هایی از نبود تقارن قرارداده است. این امر به مفهوم آن است که آن کشور مطلوبیت های خود را براساس نقاط ضعف ایران تنظیم می کند. در این باره می توان نشانه هایی از نبود تقارن استراتژیک در اقدامات آمریکا این دسته کشورها را مشاهده کرد.
در عملیات های نامتقارن نرم افزارانه و سخت افزارانه آمریکا، می توان جلوه هایی از بزرگ نمایی تهدیدهای پیش روی ایالات متحده را برای نظام بین الملل موردتوجه قرار داد. آمریکا به گونه پایان ناپذیری تلاش می کند جایگاه این گونه کشورها را در سطح منطقه ای و بین المللی را کاهش دهد. از دیدگاه اداره کننده گان یالات متحده، عملیات نظامی باید در شرایطی انجام پذیرد که قدرت مقاومت کشورها به حداقل رسیده باشد و از سوی دیگر، این کشورها جایگاه خود را در بین بازیگران نظام بین الملل از دست داده باشند.

اصولا جنگ نامتقـارن با صفت نامتقـارن بودن آن نوعى ناهمترازى را میان طرفین درگیر در جـنـگ متضمن است .
یکی از اصول مهم در این عرصه که همواره باید مد نظر باشد بر ایـن مطلب تاکید دارد که بررسی نـاهـمـتـرازى طرفین در چه ابعادى قابل مقایسه و تطبیق است .
از آن جهت که در درگیری های کنونی فی مابین کشـورهای متخاسم با یکدیگـر معمولا بـرآوردى از توان نظـامـى در ابعاد، تهاجمی و تدافعی برای طرفین وجود دارد و وضوح وجود ناهمترازی در اکثر نمونه های مهم مسلحانه به خوبى مشهود است و معمولا طرف ضعیف تر از مستقیم رو در رو شدن با نمونه ی آزمایشگاهی قوی تر که داراى توان جـنـگـى بـیـشــتــرى اسـت ممانعتکرده و حتی میگریزد.
امـا ایـن بـه مـعـنـاى نجنگیدن نیست ، بلکه شکل جنگ و درگیرى به نحوى تغییر مى کند که تــوان تکنولوژیک بالاتر و حتی تعدد بیشتر منابع لجستیکی کـارآمدى خـود را در بـرابر ایـن نـوع عالی از هنر درگیری از دست داده است .
از سـوى دیگر تـحـولات عرصه نبـرد نیز ایـن ویـژگى های نامتعارف را بـه طـرفیـن درگیـر دیکـتـه مى کند و به همین سبب است که عدم تقـارن را در واقع به عنوان ویژگـى دوران دفاع و عصر تنوع و تحول و کیفیت به جای کمیت ،جا میزنند.
از اینرو مـى تـوان گفت جـنـگ نامتقارن جنگى است که طرف هـاى درگیرى در آن در توازن نیرو و قدرت عمـلـیـاتـى، هـمـتـراز و متشابه نـیـسـتـنـد .
در شیوه هاى سنتى جنگ هاى گذشته ، برتـرى در میدان نـبـرد به عـواملـى از قبیل شمـار نـیـروها، طـراحى هـاى عمـلـیـاتـى ، قـدرت آتـش و بـرتـرى اطـلاعـاتـى مـتـکــى بــود و اکـنــون تحـولات دوران هاى سـریـع در هـر یک از این عوامـل تغییراتى بنیادیـن ایجاد کرده است که دیگر نمى تـوان هر یک از ایـن عـوامل را به تنـهـایـى مبناى پیروزى دانست. در جـنـگ نـامـتـقـارن ارزیـابـى تهدیدات و نقش جنگ اطلاعات(information warfare) برجسته است و اطـلاعـات عـامـل مـهـم در تعـیـیـن سـرنـوشت جـنـگ و میـزان موفقیت ها و شکست دارد .
هـر چنـد در انواع دیـگر جـنگ نـیز، اطـلاعات اصـلـى اسـاسی اسـت ،با این حال اطلاعـات مورد نـظـر در جـنـگ نـامـتـقـارن بـا اطـلاعـات نـظــامـى صـرف در جــنـگ هـاى کـلاسیـک متفاوت است و اطـلاعـات جنگ نامتقارن ، اطلاعاتى است که با انجام فـرایندى هوشمندانه بـــر داده هــــا و داشـــتــــه هـــاى جمع آورى شـده به دست مى آید و مى تواند سرانجام پایـه اى ترین اطلاعات لازم را بـراى ایجاد یا خنثی کردن حمله اى نامتقارن و نامتعارف را فراهم سازد . در کسب اطـلاعـات و جـنـگ نـامـتـقــارن تـأسـیـسـات حـیـاتــى و حساس ، استقرارهاى برون مرزى و اهداف سرزمینی دشمن مورد هدف مى باشند .
در نهایت:
در وقایع یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ به شدت می توان عنوان داشت که غافلگیرى اطلاعاتى در یـک جـنـگ نـامـتـقـارن و ضربـه بـه اهداف سرزمینى در ایالات متحده به روشی بدیع حال با تروریستی گری یا تمهید و در تهاجمی نامتقـارن و خارج کنترل به خوبی به اهداف از پیش تعیین شده خود چه برای تمهید گران و چه برای تروریست ها رسید برای تروریست ها از طریق فعالیت های اطلاعاتی و خارج از کنترل کردن کار تمهید گران و برای تمهید گران کار جنگالی(electronic warfare) برای ممانعت از ادامه ی عملیات.

منبع: روابط بین الملل

Rating: 3.0. From 2 votes.
Please wait...

درباره ی ذوالفقار صادقی

همچنین ببینید

گزینه‌های راهبردی ایران در قبال «تجزیه طلبی کردستان عراق»

نگاه نو – آنچه در منطقه کردستان عراق و توسط آقای بارزانی اتفاق افتاد و ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code