پرسش و پاسخ سیاسی (۴) از روز جمهوری اسلامی تا نگرانی از نزاعی دیگر

بسم‌الله الرحمن اللرحیم

پرسش و پاسخ سیاسی (۴)

از روز جمهوری اسلامی تا نگرانی از نزاعی دیگر:

     بهانه این بخش از پرسش و پاسخ در اظهار نظر از دوستی که در پاسداشت روز ۱۲فروردین (روز جمهوری اسلامی) شروع و تا اوضاع مناقشه با «علیف» – رئیس جمهور آذربایجان- و تا اظهار نظر در خصوص دکتر محمدجواد ظریف – وزیر خارجه اسبق ایران- و در نهایت پاسخ به نگرانی دوستی دیگر از احتمال آشوبی دیگر به دنبال فوت «کیومرث پوراحمد». با اینکه در فضای مجازی اسامی دوستانم حقیقی است، در این نوشتار از اسامی جایگزین استفاده خواهم کرد.

     پرسش و پاسخ در فضای مجازی عیبی که دارد مربوط به سئوال و پاسخی فی‌البداهه است و دست‌کاری یا تکمیل پاسخ در نگارش بعدی مثل همین مطلب دور از انصاف و ضایع شدن حق پرسشگر است. اما، خوبی و حُسن اینگونه بحث‌ها مربوط به گستردگی آن است که مخاطب را وارد فضاهای گوناگون می‌کند و با نظرات و جریانات فکری آشنا می‌کند و می‌تواند آموزنده برای فرد و باعث تعالی جامعه شود.

*  * *

پورحسن:

«۱۲ فروردین روز جمهوری اسلامی گرامی باد»

     ما برای دفاع از هر متر کشورمان، شهید دادیم … تا بتوانیم این پرچم را سرافراز و افراشته نگه داریم.

صادقی:

     نگه داشتن پرچم کفایت می‌خواهد نه شعار، بعضی‌ها بجای خجالت کشیدن از شهدا، زیر پرچمشان برای توجیه بی‌کفایتی خود سینه می‌زنند.

پورحسن:

     [بعد از مطالعه پرسش و پاسخ (۳)] سئوال کرد؛ شما به مسائل آذربایجان و ترکیه از همه شاید بیشتر آشنا باشید، مسئله آذربایجان برای ما همچون خاری در چشم و استخوان در گلوست.

صادقی:

     تا زمانی که دچار بلای قدسی سازی هستیم، سئوال از مسئولین که، تاکنون مشغول چه‌کاری بودند که کشور را تبدیل به سیاه‌چاله کرده‌اند، شاهد ظهور «علیف» ها خواهیم بود.

پورحسن:

     کلام‌تان را می‌فهمم اما منظورتان را متوجه نمی‌شوم، البته اصلاح‌طلبان سالیان درازی است می‌خواهند همه حرمت‌ها را بشکنند و چیزی به اسم مقدسات وجود نداشته باشد. این جماعت اگر زمان پیامبر هم بودند می‌گفتند محمد همچون دیگران است و قدسیتی ندارد، پیامبری که کلامش کلام خدا نباشد و تصمیمش عوام باشد به چه کاری خواهد آمد.

برای امام حسین علیه‌السلام هم چنین کردند و همان شد که در کربلا بر بدنش اسب تازاندند تا بگویند قدسی نیست!

     الآن هم می‌خواهند حرمت‌ها را بشکنند و بعد عاشورا تکرار گردد! سیاست اموری از اول همین بوده است.

ما برای جمهوری اسلامی و ولایت فقیه حرمت قائل هستیم و اعتقادات ما این است. شاید من منظورتان را خوب متوجه نشدم ولی معنی از معنی کلام چنین برداشت نمودم.

     داده‌های ذهنی و تجزیه و تحلیل مسائل برای من و شما که عمری را در مسائل انقلاب گذرانده‌ایم زیاد دور از هم نیست اما مسائلی وجود دارد که آدمی را دچار خطای محاسباتی می‌کند.

صادقی:

     کسی که کارش را درست انجام دهد، برای ارتقای این کشور تلاش کند اصالت دارد، وگرنه با شعار دادن کشور به بن‌بست می‌رسد که … اینکه اصلاح‌طلبان چکار می‌کنند یا اصول‌گرایان چه گلی به سر این مملکت می‌زنند، بایستی در عملکردشان پیدا شود نه در ادعا … جمع همه این بازی‌ها شده جمهوری اسلامی که در تدوین چشم‌انداز ایران ۱۴۰۴ به مردم قول داده‌اند، کشور در آن سال (۲سال دیگر) قدرت اول سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی منطقه شود. انشاالله که در مزارهای شهدا جشن تحقق وعده‌های شان را خواهند گرفت که، امثال «علیف» برایمان شاخ شده!

     به شهدا بگویند که ارزش بورس کشور و ملت بزرگ ایران را در این مدت به ۱۸۵میلیارد دلار رسانیده‌اند که حتی با شرکت آرامکو عربستان برابری نمی‌کند، ارزشش ۲۱۳۱میلیارد دلار است … دیگر چه باید گفت.

———————————————

در ۱۳فروردین، مطلبی از «محمدپارسی» در مقایسه ارزش پول ملی بازنشر کردم

قدرت پول کشورهای منطقه، در برابر خرید خودرو

      ۱۰۰هزار درهم امارات؛ لندکروز ۲۰۱۴ ،

      ۱۰۰هزار دینار بحرین؛ لامبورگینی GL ،

      ۱۰۰هزار ریال عربستان؛ BMW سری X ،

      ۱۰۰هزار دینار کویت؛ به روزترین مدل بنز،

      ۱۰۰هزار ریال قدرت اول منطقه؛ تنظیم باد دو لاستیک پراید.

اقتدار به شعار نیست … !

 

دکتر جعفرزاده:

     مقایسه ارزش ریال ایران با واحد پولی کشورهای حاشیه خلیج فارس قیاس مع‌الفارق است. زیرا یکی دانستن ایرانِ شاخ به شاخ با رأس نظام سلطه با یک گله گاوِ شیرده آمریکا هرگز  منصفانه نیست.

صادقی:

     سلام و عرض ارادت، قیاس نخستین و آسانترین روش تفسیری است ولی، واقعیت‌ها را ندیدن نیز تفسیری از جنس نشستن در فضای غبارآلود و به قول رهبری فتنه‌گون است.

     قیاس نکنیم اما ارزش پول ملی را به تمسخر گرفته شدن در برنامه طنز طالبان در کابل نیز بدلی از همین قیاس است.

     اینکه یک درصد جمعیت جهان و نُه درصد ثروت جهانی را دارا بودن و در عین حال چنین اوضاع اقتصادی داشتن برای دشمنان طنز، برای سران کشور سیر در بی‌کفایتی و برای مردمان کشور فاجعه‌ای است نابخشودنی … ، چند روز پیش، کلیپی در فضای مجازی که در آن فرمانده هوا فضای سپاه در اعتراض به مهاجرت نخبگان می‌گفت؛ در سال‌های ۵۶-۵۷ مردمان چین و کره جنوبی حسرت داشتن مسئولانی چون مسئولان کشور ما را داشتند که هیچ نخبه‌ای از کشور مهاجرت نمی‌کرده، الآن چی شده مهاجرت می‌کنند!!!

     درد دارد شنیدن این حرف‌ها از زبان یک پاسدار … قیاس با هر نیتی صورت گرفته باشد چیزی از واقعیتی که مردمان کشورمان گرفتار آن شده، کم نمی‌کند …

—————————————-

در ۱۶فروردین۱۴۰۲، مئیر جاوانفر – تحلیل‌گر اسرائیلی- در خصوص دکتر محمدجواد ظریف نوشت؛ «ظریف می‌توانست با اسکیموها یخ بفروشد. تا این حد دیپلمات خوبی بود و این مسئله نگرانی اصلی اسرائیل بود. تسلط همزمان او به مسائل و زبان انگلیسی، دو ویژگی بود که دولت اسرائیل را نگران و کلافه کرده بود».

قادر شهسواری:

     چقدر هم هنرنمایی می‌کنند، اصول‌گرایان و یا اصلاح‌طلبان. همه آن‌ها مفت هم ارزش ندارند مملکت داره از هم می‌پاشد، جیر جیر ستون‌ها به گوش می‌رسد. هیچ‌کدام نتوانستند حال مردم را خوب کنند.

صادقی:

     واقعیت را نمی‌شود انکار کرد ولی نمی‌توان حقایق تاریخی را نیز نادیده گرفت. کشور ما دچار رنج تاریخی در چرخه خطرناک؛ «خشونت»، «انقلاب» و «استبداد» بوده است. اگر فراموشکار شویم و در برخورد با مسائل فکر کوتاه مدتی بر ما غلبه کند، دُورِ تاریخی مذکور تکرار می‌شود. بنظر و برای همیشه نخبگان قوم بر خود فرض بدانند با خشونت پرهیزی به موضوع بپردازند.

     ذات آدمی و هنر و صداقت در ناملایمات و هیاهوی فتنه‌گران به ظهور می‌رسد و شاید هنرنمایی ظریف در چنین هیاهویی ارزشمند است.

ستار:

     هر کسی که باشد وقتی اختیاری از خودش ندارد یعنی هیچ، همین مورد توافق عربستان خودش گویای همه چی بود یعنی تصمیمات جای دیگری گرفته می‌شود و دستگاه دیپلماسی دکور.

صادقی:

     ظریف در یک سیستمی بنام جمهوری اسلامی وزیر خارجه شد. حتماً مصاحبه سه ساعته ظریف را گوش کرده‌ای که جایگاهها در آن به روشنی بیان شده، در چنین اوضاعی ظریف توانست اهمیت و جایگاه دیپلماسی را به جهانیان و به ملت ایران نشان دهد، شما برخورد ظریف با وزیر خارجه روسیه را در جریان مذاکرات برجام می‌دانی،  مقایسه کن با برخورد لاوروف با امیرعبداللهیان و پوتین با رئیس جمهور کشورمان را که تداعی اقماری بودن می‌کند، ظریف نشان داد که ظرفیت‌ها در ایران هنوز نمرده‌اند.

ستار:

     بحث من این نیست که در کشور استعداد و مدیر توانا نداریم نه بلکه برعکس مدیران لایق و کاردان و جوان زیر دست. در هر حوزه‌ای در کشور زیاد است اما، متاسفانه آن چیزی که سیاست خارجی را تعیین می‌کند میدان است نه دیپلماسی حالا که دیگر اکثراً دانش آموخته‌های الهیات و معارف و یا مداح و نظامی هستند.

صادقی: حق با شماست، هیچ کس جای خودش نیست.

————————————–

۱۸فروردین۱۴۰۲، به دنبال فوت آقای «کیومرث پوراحمد» که علت آن را خودکشی  اعلام کردند، بازار تفسیر در فضای مجازی داغ شد. از آشنایان دیرینم که در فضای مجازی فعال است مطلبی نوشت که بهانه این بخش از بحث است.

دکتر حسین‌زاده:

     بعید نیست اسم رمز اغتشاشات احتمالیِ جدید «کیومرث» باشد. خبر فوت کیومرث پوراحمد تشابه دارد با خبر فوت «مهسا امینی» آن خبر هم خیلی مبهم و به شکل قطره‌چکانی منتشر شد …  چه عمدی وجود دارد که خبر فوت آقای پوراحمد به شکل مبهم منتشر شود؟! چرا جزئیات به طور دقیق و بدون پرده‌پوشی بیان نمی‌شود؟! آیا هماهنگی میان خبرپراکنان داخلی و خارجی وجود دارد؟!!! آیا اسم رمز جدیدی در کار است؟!!!

صادقی:

     از تلاش خستگی ناپذیرت قدردانم، مطالبه گریت با تحصیلات دانشگاهی‌ات چه نسبتی دارد؟

دکتر حسین‌زاده:

     مطالبه‌گری حق هر شهروندی است و می‌تواند ربطی به تحصیلات دانشگاهی نداشته باشد. به ویژه در جهاد تبیین اگر سنگری خالی باشد باید آن‌را پر کرد همان‌طور که در جنگ نظامی، یک تک تیرانداز می‌تواند در غیاب «آرپی‌جی» زن اقدام به شلیک کند…

صادقی:

     چند نکته عرض کنم خدمت حضرتعالی؛

  1. از جهاد تبیین یاد کردی، جهاد تبیین بیش از آنکه به عوام‌الناس ارتباط پیدا کند از وظایف اندیشمندان و متفکران و فرهیختگان جامعه و بخصوص انقلابیون و اساتیدی چون جنابعالی است، سهم فرماندهان است تا دیگران را یاری رسانند، تا در دام پوپولیسم مبارزه را به بیراهه نکشانند…
  2. جامعه میدان جنگ نیست که تشبیه کرده‌ای! میدان تعامل و تعاطی افکار و اندیشه‌های مختلف است که به شفافیت و بلوغ برسد، دیدگاهی که جامعه را به میدان جنگ تشبیه می‌کند، ناخواسته تلقین می‌کند که نظر چندسال پیش «بن‌سلمان» تحقق یافته است که، افاضه فرمودند: «جنگ را به داخل ایران خواهیم کشانید…»
  3. بدون شک مردم انتظار دارند که هرکس در جایگاهی که قرار گرفته اظهار نظر نماید و بقولی تبیین نماید. از جنابعالی که تحصیلات دانشگاهی مرتبط داری چنین انتظاری بیهوده نیست …
  4. مطلب بعدی مربوط به خبررسانی از مرگ یک انسان اندیشمند است، با نظرت موافقم، اما سیستم خبررسانی کشور دست نظام جمهوری اسلامی است اگر کوتاهی می‌کنند بایستی پاسخگو باشند…

—————————–

توضیحی در خصوص ۲ اصطلاح به‌کار رفته در بحث:

سیاه چاله:

     همانطوری که در پرسش و پاسخ شماره (۳) به آن پرداخته شده؛ هیچ لوله نفت و گاز از سرزمین ایران عبور داده نشده در حالی که مسیر کشورمان کوتاهترین و کم هزینه‌ترین بوده تا با گذر خطوط انرژی اثرگذاری سیاسی و بهره‌گیری اقتصادی و نظامی در منطقه و جهان سهمی کسب کرده باشیم.

      پروژه خط لوله گازی که تا مرز پاکستان با هزینه‌ای گزاف بالغ بر ۲۰میلیارد دلار کشیده شد و در نهایت سیاستمداران پاکستانی مانع ادامه آن از کشورشان شدند و به جای آن تن به پروژه «تاپی» که بانی آن کشور دوست یعنی چین بود، دادند.

     پروژه بندری «چابهار» که با هیاهوی چندین ساله توسعه «مکران» در حال پی‌گیری بود و هست، توسط برادران چینی با سرمایه‌گذاری در بندر «گوادر» پاکستان، اثرگذاری خود را از دست می‌دهد.

     شعارهایی که در خصوص حل مسئله آب هیرمند با روی کار آمدن طالبان در افغانستان داده می‌شد، رنگ باخته.

     ترکیه در پی‌گیری پروژه «گاپ» با احداث سدهایی متعدد، دارد آب رودخانه ارس را خشک می‌کند، تئوریسین‌های تنظیم‌گر روابط بین‌الملل ما مشغول چه کاری بودند که یکدفعه متوجه شدند، کشور ترکیه پشت بند سیاست تغیر در ژئوپولیتیک قفقار است، دارد دالان «زنگزور» را ریل آن هی‌کشد تا هم مشکل خود را حل نماید و هم ارتباط زمینی ما را منوط به اجازه خود نماید در این میان ما ماندیم و کُری خوانی علیف که با فحش دادن قصد حل مسئله داریم.

     کشور دوست، عراق بتدریج همسان با قدرتمند شدن دارد شاخ می‌شود، پول‌های ما را منوط به موافقت آمریکا می‌کند و در هماهنگی با برادران عرب خود خلیج فارس را عربی می‌خواند.

     البته نباید کتمان کرد تحرک اخیر در سیاست خارجی کشورمان که با میانجیگری چین صورت گرفته و منجر به ترمیم روابط دیپلماتیک منطقه خواهد شد. سئوال بزرگی است که ترمیم روابط بر اساس آنچه در دولت هاشمی رفسنجانی(۱۳۷۷) و خاتمی(۱۳۸۰) مورد توافق بوده، صورت خواهد گرفت که، سیمای سیاست خارجی انقلابی مان را نشان می‌دهد.

«منظور من از بکار بردن سیاه چاله همین موارد است»

قدسی سازی:

     منظور از «قدسی سازی»، مربوط به اصطلاحی بنام «جمهوری» است که نظام به همراه اصطلاح »اسلامی» در معرفی و قوام و اصالت خود از آن یاد می‌کند. جمهوریت وقتی حاکم شد یعنی همه مسئولین به اندازه اختیاری که از مردم می‌گیرند بایستی پاسخگوی اعمال خود باشند و بنیانگذار جمهوری اسلامی هم با جمله «میزان رأی ملت است» بر آن صحه گذاشته. این مهم با قدسی سازی تبدیل به عدم پاسخگویی و توجیه خواهد شد، وگرنه مقدسات جزو اعتقادات مردم است و کسی آن را زیر سئوال نمی‌بَرد.

۲۰فروردین ۱۴۰۲ ذوالفقار صادقی

 

 

 

 

 

About ذوالفقار صادقی

Check Also

فلسفه زندگی-۱۸ تلنگر شریف

حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله و در کل زیست بوم انسانی بطور طبیعی در خود درسهایی از زندگی انسانی دارد که در صورت دقت و مطالعه در آن زندگی انسانی را معنی‌دار و قابل تحمل‌تر می‌کند، زلزله 8بهمن در شهرستان خوی و تلنگری که دوست من شریف را وادار به تفکر کرده و این مطلب برداشتی از بیان وی است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *