کردستان

 

جستاری بر وضعیت مناطق کردنشین ایران از شروع بحران های سیاسی امنیتی از پیروزی انقلاب اسلامی تا سال ۱۳۹۴ش و اقدامات نیروهای نظامی در تأمین امنیت این مناطق به عنوان تجربه‌ای قابل استناد و ثبت در تاریخ این منطقه برای نسل‌های آتی که در فضاهای فتنه‌گون از این تاریخ و تجربه استفاده کنند، این متن که خلاصه و مروری است کوتاه بر آنچه اتفاق افتاده تا از یاد نبریم در تأمین امنیت منطقه تاوان سختی در تقابل با آنانی که خود را دایۀ مهربان تر از مادر به نسل کنونی و آینده معرفی می‌کنند، متن زیر به پاس یادآوری که از سوی دوستی «سعید» نام که با ارسال کلیپی از واقعیت‌هایی یادآورم کرد در صحنه‌هایی از کشمکش در کردستان، و تقدیمش می‌کنم.

  • وضعیت منطقه در دهه ۶۰ و ۷۰

برخورد های آغازین؛

     با شروع مبارزات انقلابی مردم ایران، موج تظاهرات، راهپیمایی و تحصن سراسر منطقه را فرا گرفت، فقط با این تفاوت که در این مناطق به علت رهبری مبارزات توسط روحانیانی همچون شیخ عزالدین حسینی که ملی گرایی برایشان در درجۀ اول اهمّیت قرار داشت،  اگر چه شعارهای گروه های کمونیستی و ناسیونالیستی، از میان اجتماع تظاهر کنندگان به آسمان بلند می شد و شامل نابودی حکومت شاه مزدور و کوتاه شدن دست آمریکا و غرب از ایران بود، لکن عمدتاً غیر مذهبی بود و رنگ ناسیونالیستی و کمونیستی(چپی) داشت. عدم پویایی روحانیت سنی در مناطق کُردنشین غرب و شمال غرب، عاملی شد که هدایت جریان مبارزات انقلابی مردم به دست گروه های غیر مذهبی (کمونیست و ناسیونالیست) بیفتد و به تدریج از خط انقلاب اسلامی ایران خارج شود. همین نگاه ناهمسوی رهبران محلی زمینه شکل گیری آشوب در مناطق کردنشین شد و مرحله اول شورش علیه انقلاب اسلامی که مردمان مسلمان و مومن کرد در آن سهمی انکارناپذیر داشتند شروع شد،

     درست چند روز پس از پیروزی انقلاب، ابتدا پاسگاه های ژاندارمری در نواحی مرزی غرب و شمال غرب کشور به دست گروه های ضدانقلاب خلع سلاح و غارت شد و به این ترتیب کنترل مرز از دست دولت موقت خارج گردید. پادگان مهاباد در ۳۰بهمن۱۳۵۷ توسط حزب منحله دموکرات غارت شد، پادگان های پسوه و پیرانشهر به تصرف درآمد، پادگان سنندج به محاصره درآمد، ساختمان اداری لشکر ۲۸ سنندج توسط کومله تصرف شد. جوّ کلی شهرها در مناطق غرب و شمال غرب را به زور در دست گرفته و اوضاع را متناسب با خواسته های خود تغییر دادند، در مراکز فرهنگی و تبلیغاتی آموزش های مارکسیستی و ضدنظام جدایی طلبانه متداول شد. جاده ها و راه های ارتباطی ناامن گردید، کمین و راهبندان، سرقت، آدم ربایی، قتل و فحشا به اوج رسید.

     برای مردمان مسلمان محدودیت های زیادی به وجود آمد، ایجاد فتنه و آشوب در نقده و درگیر کردن دو قوم ترک و کُرد، حادثهْ روستای قارنا و قتل عام تعدادی از اهالی بی گناه آن که در پی یک برنامه‌ریزی حساب شده شکل گرفت، ماجرای مریوان و تحریک مردم به تظاهرات و درگیری علیه سپاه و بالاخره جنگ خونین مرداد ۱۳۵۸ در پاوه نمونه هایی از جنایات و اقدامات آن ها برای مقابله با جمهوری اسلامی و به راه انداختن جنگ و برادرکشی در مناطق کُردنشین غرب و شمال غرب بود که نیروهای انقلابی به فرمان حضرت امام(ره) بسیج شدند و مرحله اول نبرد از بهمن ۱۳۵۷  شروع شد و تا مهر ۱۳۵۸ ادامه یافت، ضدانقلاب که توان رویارویی با انقلابیون را از دست داده بود سراسیمه به طرف مرزها و مناطق صعب العبور گریخت و رزمندگان اسلام توانستند با موفقیت شهرها و روستاها و مناطق مواصلاتی را پاکسازی و امنیت نسبی را در منطقه حاکم نمایند.

دوران فترت و مذاکره؛

     ضدانقلاب که توان عملیاتی خود را از دست داده بود،‌ به فکر چاره ای برای برون رفت از تنگنا و ترمیم وضعیت از دست رفته افتاد! تا مجدداً به بازسازی توان رزم و حضور در صحنه سیاسی – نظامی و سهم خواهی به روش دیگر روی آورد و پیشنهاد مذاکره و حل سیاسی مسئله داد. درست زمانی که سیاست قاطعانه حضرت امام(ره) در ادامهْ پاکسازی ها ریشه فاسد ضدانقلاب را بخشکاند، دولت موقت علی رغم مخالفت نیروهای مبارز و انقلابی،‌ با درخواست توقف جنگ و مذاکره موافقت کرد. به این ترتیب نبردها متوقف و مذاکرات سیاسی از مهر ۱۳۵۸ تا بهمن ۱۳۵۸ ادامه یافت.

     مذاکرات سیاسی با حاکمیت و امنیت نسبی و با اعزام هیئت های حسن نیت آغاز و ادامه داشت و از سویی حضور نیروهای سپاه بنا به مصلحت دولت موقت کم رنگ شد ،‌ وسوسه سوء استفاده ضدانقلاب را فراهم آورد و عهدشکنی های یکطرفه بدون این که پاسخی از سوی دولتمردان دریافت نمایند شروع شد، پاکسازی طرفداران انقلاب به انحاء مختلف شروع شد، عدم پاسخگویی متقابل و از سوی دیگر تحریک خارجی مذاکرات را به شکست انجامید و باعث شد تا حضرت امام(ره) فرمان بازگشت مجدد سپاه به منطقه و پاکسازی مجدد تا حصول نتیجه آغاز و نبردی اساسی شروع شد.

برخی علل شروع آشوب و سوء استفاده ضدانقلاب؛

  • خلاء قدرت سیاسی ، نبودن جو اسلامی و انقلابی و نیروهای مسلمان و انقلابی در منطقه،
  • وجود شرایط خاص و پیچیده در مناطق کُردنشین غرب و شمال غرب،
  • وقوع منازعه و اختلاف بین نیروهای انقلابی و لیبرال ها در کشور،
  • ضعف شدید اقتصادی به علت عملکرد نامناسب دولت موقت،
  • قطع منابع تسلیحاتی به دلیل ماهیت ضدآمریکایی انقلاب اسلامی،
  • مشخص نبودن حدود اختیارات نیروهای نظامی و انتظامی.

مرحله دوم نبرد؛

     مرحله دوم نبرد در شمال غرب در حالی آغاز شد که ضدانقلاب در دوران طلایی فترت و مذاکره سیاسی به ارزیابی مجدد از توانایی ها و تجارب بدست آمده از جنگهای چریکی مرحله اول نبردها دست یافته بود و با آمادگی بیشتری از سازماندهی و تجهیزات وارد می شد که دولت موقت را اراده ای برای ادامه نبرد نمی دید و از سویی از پشتیبانی رژیم حاکم بر عراق مطمئن شده بود که استکبار جهانی عزم جزم کرده تا ضربه ای اساسی بر انقلاب و تمامیت ارضی کشور ایران وارد سازد، محاسبه ای دقیق برای بهره گیری از فرصت تاریخی پیش آمده برای سران ضدانقلاب وسوسه انگیز بود. فلذا، در چنین محاسبه و شرایطی و با توجه با ایجاد آمادگی روانی که در طول مذاکرات در بین مردم فراهم کرده بود جنگ دوم در مناطق کُرد نشین با شدت و دقت بیشتری  با شکست مذاکرات آغاز شد و در این مرحله بود که حضرت امام(ره) نیروهای نظامی و بخصوص سپاه پاسداران را برای ختم غائله فراخواند و جنگ شروع شد.

     این مرحله از جنگ که می توان گفت یکی از طولانی ترین نبردهای چریکی به حساب می آید ازبهمن ۱۳۵۸ تا شهریور ۱۳۶۴ یعنی به مدت هشت سال تمام به درازا کشید و طرفین تمام ابتکارات و نبوغ فکری خود را در صحنه پیچیده منطقه به نمایش گذاشتند و در نهایت عنصر اساسی که موازنه نبرد را تغییر داد روشن شدن ماهیت وابستۀ ضدانقلاب برای مردمان مسلمان کُرد بود که به یاری رزمندگان سپاهی، بسیجی و ارتشی و انتظامی آمد و به جدایی صف ضدانقلاب با مردم و در نهایت به شکست جیره خواران وابسته انجامید و امنیت نسبی را در مناطق کردنشین سبب شد.

     در طول این رویارویی نظامی و سخت، تلاش مکملی در یاری رسانی به مردمان آسیب دیده نیز به تناسب توسط رزمندگان اسلام با محوریت سپاه پاسداران انجام می شد و لیکن اقدامات اساسی توسعه ای که محوریت اصلی فعالیت ها را بعد از استقرار امنیت نسبی صورت گرفت به مدت ۲سال و از شهریور ۱۳۶۴ تا مرداد ۱۳۶۷ را شامل می شود که برای تحکیم امنیت اجتماعی و سیاسی به سرانجام رسید و به این وسیله مرحله اساسی نبردها در کردستان خاتمه یافت.

 

 

مرحله عادی سازی؛

     بعد از این که ضدانقلاب توان عملیاتی خود را از دست داد و نفوذ اجتماعی و سیاسی خود را در پایین ترین سطح دید، مجبور به پناه بردن به کردستان عراق شد. در چنین وضعیتی با هدف ترمیم آسیب های اجتماعی و روانی حاصل از نبردهای طولانی  نظامی و رویارویی روانی، مرحله عادی سازی و کمک رسانی و اقدامات مرتبط به وفاق اجتماعی و سیاسی شروع شد، اقداماتی که می توانست و توانست ضربات پایان ناپذیری بر نفوذ روانی ضدانقلاب باشد و به همین خاطر اقدام به فعال نگه داشتن هسته های اجتماعی و عملیات روانی خود کرد و به وسیله نفوذ دادن تیم های عملیاتی و راه اندازی عملیات های ایذایی و ترک سریع منطقه به سمت پناه گاههای خود در کردستان عراق وجهه و توان عملیاتی و نفوذ سیاسی خود را حفظ می کرد. این مرحله که از مرداد ۱۳۶۷ شروع شده بود با حضور سردار شهید احمد کاظمی در منطقه خاتمه یافت؟ به تدبیر احمدکاظمی در سال ۱۳۷۵ عملیات تعاقب که در زمان حضور بلامنازع آمریکایی ها در منطقه صورت گرفت، تا مقرهای اصلی ضدانقلاب امتداد یافت و باعث پادگان نشینی احزاب منحله دموکرات و کومله شد و آرامشی قابل اتکا تا سال ۱۳۸۴ در منطقه حاکم شد

  • ضدانقلاب جدید

     به دنبال جنگ اول و دوم خلیج فارس که به بهانه تجاوز ارتش عراق به کشور کویت صورت گرفت و باعث ناتوانی ارتش و نیروهای امنیتی عراق در اعمال حاکمیت سرزمینی شد و اکراد عراقی بعد از سالها کشمکش فرصت یافتند تا گامهای موثر و وسوسه انگیزی جهت خودمختاری و استقلال بردارند و بعد از ایفای نقش در ذیلِ استراتژی آمریکایی ها در غلبه بر رژیم بعث، توانستند در ۱۹ آوریل۱۹۹۲ حکومت اقلیم را شکل دهند که در نوع خود امیدواری بزرگی برای دیگر جریانات کُردی منطقه فراهم شد.

چگونگی شکل گیری و دست اندازی گروه منشعب از پ.ک.ک(پژاک)؛

     ناتوانی ارتش عراق در کنترل سرزمینی از یک سو و حضور آمریکایی ها و ایجاد منطقه پرواز ممنوع از سوی دیگر باعث ایجاد عقبه ای امن از خوارکوک تا قندیل را برای نیروهای پ.ک.ک در گسترش حملات علیه ارتش ترکیه فراهم آورد و در این زمان است که تعدادی از نیروهای این گروه با تشکل جدیدی بنام پژاک اعلام موجودیت کردند و اقدام به دست اندازی به مناطق مرزی و کردنشین جمهوری اسلامی ایران کردند. تحلیل مؤسسین پژاک در سال ۱۳۸۴ این بود که موج ایجاد شدۀ ناشی از حمله آمریکا به عراق و حضور در منطقه اقلیم دامان جمهوری اسلامی ایران را خواهد گرفت، برای این که از قافله عقب نمانند و بتوانند در وقایع احتمالی آینده، سهمی برای خود دست و پا کنند، با توجه به عقبه مطمئنی که در مناطق مرزی و امن کردستان عراق که در قندیل، پانه سر، بزمرگ سیر و … در عمق ۲۰ الی ۵۰ کیلومتری موسوم به منطقه مدیا (آزاد) از مرز ترکیه تا قاسم رش سردشت مستقر بودند، اقدام به دست اندازی به مناطق مرزی ایران در شمال غرب کردند.

     وضعیت جغرافیایی و پیچیده مرزها از یک سو و امنیت نسبی که به مدت ۱۰ سال در منطقه به شکل اجتماعی و مردمی بهینه شده بود و نیروهای نظامی حضوری کم رنگ داشتند،‌باعث سوء استفاده و وسوسه پژاک شد تا در اوضاع آشفته نظامی – سیاسی حاکم بر منطقه، آنچه که احزاب پادگانی نتوانسته بودند، به سرانجام برساند. پژاک در چنین شرایطی نهایت تلاش خود را به نفوذ اجتماعی و سیاسی و جذب جوانان منطقه انجام داد و از هر فرصتی برای ضربه زدن به نیروهای نظامی و امنیتی حاضر در منطقه استفاده کرد و تعدادی از بهترین نیروهای موجود در منطقه را به شهادت رسانید و سعی کرد با استقرار در مناطق بخصوص مرزی حاکمیت دوگانه ای را به تصویر بکشد.

     سوال اساسی است که چگونه نیروهای پژاک در چنین فرصت کوتاهی به نفوذ گسترده و قابل اتکایی دست یافتند که به سطح عملیاتی و برخورد نظامی روی آوردند؟ در پاسخ به چنین سئوال اساسی اشارۀ مختصری به ریشه های موضوع بحث به شناخت و حل مسئله کمک خواهد کرد.

     خدمات متقابل آمریکایی ها و کُردها شرایط جدیدی در منطقه رقم زد، آنها ایجاد زمینه اتحاد قومی در میان کُردها و ایجاد تنش و خشونت توسط گروههای معارض در مناطق کردنشین را با کشور همسایه عراق در دستور کار قرار دادند. با نگاهی به تحوّلات و تحلیل اسناد و مدارک، ارتباط بحران های مناطق کردنشین غرب کشور با تحولات شمال عراق قابل اثبات است، از سویی جریانات کُردی منتسب به ایران هنوز به قطعی بودن موفقیت کردهای عراق باور نداشتند و ضمن این که توان تحرک و اقبال عمومی را نیز از دست داده بودند وگرنه بحرانهای مقطعی می توانست به عنوان الگویی مورد استفاده قرار گیرد، البته نقطه قوت نظام سیاسی کشور، مقایسه خدمات و پیشرفهای فراوان اقتصادی، فرهنگی و سیاسی که باعث توسعه نسبی همه جانبه نسبت به دوره های گذشته در اثبات ادعای واهی جریانات ضدانقلاب برای مردمان منطقه غیرقابل اغماظ است. عدۀ کثیری از مردمان کُرد در خاورمیانه  نوع فتار حکومتی  را در ایران با روح فرهنگ خود سازگارتر می دانند. به همین دلیل، بحرانها در ایران از پشتیبانی توده ای همگانی جامعه کردها محروم هستند و ریشۀ این بحران ها معلول گله ها و کدورت های سیاسی سطحی و صنفی گذشته و روز می تواند باشد، لیکن؛

     در بررسی جریان کُرد و کردستان، مثلث سلیمانیه (عراق)، مهاباد (ایران) و دیاربکر (ترکیه)  نقش تعیین کننده‌ای در ایجاد  و هماهنگی بحران های این مناطق داشته و دارند و آمریکایی ها با حضورشان در منطقه باعث تحریک و تشدید هر سه کانون شدند و به نظر می رسد ایده تأسیس پژاک قبل از هر چیز ریشه در همین نگاه دارد؟ و اگر دقت شود در جریان دستگیری رهبر پ.ک.ک (عبدالله اوجالان) هر سه کانون بنوعی و در سطحی تحریک شدند، مطلبی که امیدواری موسسین پژاک را در موفقیت عملیاتی به وسوسه انداخت. ولی تکیه کردن به چنین تحلیلی ناقص خواهد بود؟ بایستی به متغیرهای وابسته ای اشاره کرد که در ظهور و موفقیت پژاک مؤثر بودند و برخی از عمده ترین آن ها در ابعاد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی عبارتند از؛

  • درگیری های قومی و طایفه ای،
  • تحریکات رسانه ای خارجی و فضای مجازی،
  • مسائل سیاسی – امنیتی ناشی از نفوذ و فعالیت های ضدانقلاب با هدف جدایی طلبی و استقلال خواهی،
  • وجود سابقه دار مشکلات صنفی و در ارتباط با محدودیت های ناشی از فقر، توسعه نیافتگی اقتصادی و به تبع آن رواج قاچاق و بهره گیری از شرایط مرزی و پیچیدگی جغرافیایی،
  • وجود مسائل دامنه دار اجتماعی و فرهنگی ناشی از شیوه و نوع مدیریت و عملکرد مدیران و مسؤلان منطقه و سوء استفاده ضدانقلاب در بزرگ نمایی و ایجاد تفرقه در جامعه و …

برخورد نظامی؛

     با توجه چنین وضعیتی بود که نیروی زمینی سپاه بعد از کلیه تلاش های نرم و مسالمت آمیز مرتبط با عوامل زمینه ای ، مقطعی و با توجه به نارضایتی مردمی از حضور ضدانقلاب طرح مانوری را از سال ۱۳۹۰تا سال ۱۳۹۴ برای پاکسازی و تثبیت امنیت عمومی شروع کرد، اقدامات ضربتی از منطقه مرزی بورالان در شهرستان ماکو تا جنوبی ترین نقطه در شهرستان سردشت را دربرگرفت و با پاکسازی موفقیت آمیز منطقه و با استقرار قدرتمندانه در مرزها، مردمان منطقه یکبار دیگر امنیت را در صلابت نیروهای سپاه تجربه کردند. ولی، بایستی اذعان کرد که بحران های سیاسی – امنیتی، سوابق درگیری های نظامی و اقدامات انتظامی حاکمیت در غلبه بر خصم و آرام سازی و همچنین کل نیروی انسانی فعال دشمن و خودی، بیشتر از سایر انواع بحران ها بوده است. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت بسیاری از بحران های مناطق کردنشین اگر چه ممکن است علل اقتصادی یا فرهنگی و اجتماعی داشته باشند اما درنهایت شکل و بافت سیاسی – امنیتی به خود می گیرند و بحران در کانون، توسط عوامل ضدانقلاب یا عوامل خارجی مدیریت و رهبری می شود. بنابراین، برخورد نیروهای نظامی و انتظامی در هر صورت بیشتر بر دستگیری و خارج کردن عوامل انسانی اصلی از صحنه بحران و جلوگیری از خسارات مالی و تخریب و حفاظت از جان مردم بوده است. به همین خاطر و توجیه است که تلفات نیروهای خودی در کلیت بحران های مرتبط با موضوع بیشتر از ضدانقلاب بوده است که حکایت از مدارای بیشتر حاکمیت در برخورد سخت بوده است.

  • اقدامات چشمگیر مهندسی در جریان پاکسازی

آنچه که در حین عملیات هم باعث تسریع در جابجایی نیروها در غلبه بر ضدانقلاب را سرعت بخشید و هم در نوع خود کم نظیر است، اقدامات مهندسی رزمی بود.

وضعیت طبیعی مرزها از یک سو که در حالت عادی نیز تردد و استقرار نیروها را با مشکل مواجه می کرد و از سویی وضعیت جوی بخصوص در فصل زمستان با توجه به برودت هوا تا ۴۰درجه زیر صفر استقرار نیروها را با مشکل مواجه می کرد، مهندسی رزمی نیروی زمینی با تمام توان در احداث جاده مرزی و ایجاد دسترسی به مناطقی که به زعم دشمن غیر قابل دسترسی بود و برای نیروهای خود محل امنی به حساب می آمد و از سویی با انتقال مصالح ساختمانی به مرزها و احداث پاسگاههای دائمی و فصلی هرگونه طمع ضدانقلاب در برهه های آتی را جهت حضور مجدد از بین برد

     در حین پاکسازی و اقدامات مهندسی رزمی به طول ۱۵۰کیلومتر اقدام به برق رسانی در طول مرزها چه بصورت هوایی و چه بصورت کابل زیرزمینی برق مناطق را تأمین کرد،‌این اقدام در حالی صورت گرفت که پیمانکاران برای این پروژه مدت زمان ۳ساله و مبلغ هنگفتی پیشنهاد می‌گردند.

۱۴۰۰/۰۸/۲۹- ذوالفقار صادقی

 

Rating: ۵.۰/۵. From 2 votes.
Please wait...

About ذوالفقار صادقی

Check Also

توسعه (۲)

  توسعه (۲)   آغاز:      در میان مباحث علوم انسانی، بحثی به گستردگی «توسعه» …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code