روابط بین الملل و جنگ ۱۲ روزه

بسم‌الله الرحمن الرحیم

وَ مَن نُعمِّرهُ نُنَکِّسهُ فیِ الخَلقِ اَفَلا یَعقِلوُنَ.(یس-۶۸)

(و کسی را که عمر دراز می‌دهیم دگرگونش می‌کنیم در خلق آیا پس درنمی‌یابید به عقل)

 

روابط بین الملل و جنگ ۱۲ روزه

مقدمه:

     آیه‌ای که زینت بخش این بحث است، گویا  و کوتاه در تبیین فلسفه زندگی انسان است که انسانها در گذران زندگی و در ارتباط با همنوعان و در ارتباط با محیط زیست خود و با تجربه اندوزی معرفت کسب می‌کنند تا خود را و دنیا را و خالق خود را بشناسند و به این وسیله در  سیر تکاملی دگرگون می‌شوند و این همه وابسته به عقلی است که اختصاصی انسان است.

     حرف زدن و یا نوشتن از جنگی که به مدت ۱۲ روز با تجاوز آشکار رژیم صهیونیستی اسرائیل علیه تمامیت ارضی کشور ایران اتفاق افتاد، بدن توجه و شناخت روابط بین‌الملل نوعی ساده سازی و نادیده گرفتن صورت مسئله است. هر چند نمی‌توان به تمامی ابعاد مسئله در  یک نوشتار پرداخت و لیکن رمزگشایی از جنگ ایران و اسرائیل نیز بدون توجه به موضوع هرچند کوتاه و ناقص نیز نمی‌تواند راهگشا باشد. در مدت نزیک به یک‌ماه (مهر وآبان) سال ۱۴۰۴ و در پنج نوبت فرصت اظهار نظر در جمع عمدتاً دانش‌آموز دبیرستانی شهرستان خوی فراهم شد، جمعبندی سخنانم به شرح زیر است.

روابط بین‌الملل:

     نظم کنونی که در روابط ملت‌ها و کشورها به‌وجود آمده عمدتاً مربوط به عهدنامه صلح وستفالیا در سال ۱۶۴۸ میلادی است که در انتهای جنگ‌های ۳۰سالۀ معروف به پلوپونزی در اروپا اتفاق افتاد، شکل گرفت و ملت‌ها به‌نوعی و طبق این عهدنامه به بی‌نظمی فائق آمدند و مبنایی شد برای سایر ملت‌ها که به مرزهای همدیگر احترام گذارند و به رسمیت شناسند و به استناد به آن نسبت به حل و فصل اختلافات اقدام نمایند. لیکن، انتظاری که از  این عهدنامه می‌رفت نتوانست به انتظارات پایان بخشد و قدرت‌های جهانی اندیش در عمل دست از استیلا بر کشورهای ضعیف برنداشتند و اوضاع آنارشیک و البته کنترل شده توسط قدرتهای بزرگ همچنان ادامه داشت و نظام چند قطبی پرچالشی در روابط بین‌الملل حاکم بود، وقوع جنگ‌های جهانی اول و دوم و تلفات غیرقابل انتظار عمدتاً در اروپا و جهان نشان از ناکارآمدی نظم مذکور بود، جهان نیاز به نظم جدیدی داشت.

نظام دوقطبی:

     نظام چند قطبی و پرچالشی که اوضاع آنارشیک را بر روابط بین‌الملل حاکم کرده بود که در نهایت منتهی به جنگ‌های جهانی اول و دوم با تلفات انسانی فاجعه باری برای بشریت به یادگار گذاشت، فاجعه‌ای که با انفجاز نخستین بمب اتمی با نام «لیتل بوی» یا «پسر کوچک» شهرهای ناکازاکی و هیروشیما در ژاپن را به تلی از خاک بدل کرد، استفاده از بمب هسته‌ای در حالی صورت گرفت که قبل از آن و بر خلاف ادعای رسانه‌ای غرب، امپراتور «هیروهیتو» اعلام تسلیم کرده بود. فلذا، استفاده از سلاح اتمی نه برای تسلیم ژاپن که برای اعلام شکل‌گیری نظم جدید جهانی بود.

     نظم جدید در ساختار توسط دو قطب محوری بود؛ قطب غربی، موسوم به جهان آزاد، لیبرال و اول، به رهبری ایالات متحده آمریکا و کشورهای اقماری با بازوی نظامی اصلی به مرکزیت بروکسل با نام پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و پیمانهای مکملی چون سنتو. قطب شرقی، موسوم به جهان سوسیالیسم با ایدئولوژی اشتراکی به رهبری اتحاد جماهیر  شوروی که بازوی نظامی آن معروف به پیمان «ورشو» در لهستان، نظام دوقطبی را رهبری می‌کردند. قطبی سومی نیز با عنوان جهان غیرمتعهدها با شعار استقلال از دو قطب به‌وجود آمد و لیکن از حد شعار فراتر نرفت. در چنین نظمی دیگر از جنگ‌های جهانی خبری نبود و لیکن جنگ بین کشورهای اقماری و وابسته گاهی شعله‌ور می‌شد که با دخالت و در راستای منافع نظام دوقطبی خاتمه می‌یافت.

     در حالی که نظم دوقطبی هنوز پابرجا بود و مقدرات جهانی سالانه توسط رئسای جمهور ایالت متحده آمریکا و شوروی تنظیم می‌شد، انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی(ره) در سال ۱۹۷۹میلادی با شعار محوری «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» و «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» اعلام موضع کرد و عملاً کشور را از سیطره نظم جهانی بیرون کشید و ادعای نظم جدیدی کرد.

     ایران قبل از انقلاب در نظم جهانی جزو بلوک غرب بود، و کشور عراق در بلوک شرق قرار داشت، همین مطلب رهبران بعثی و چپ‌گرای عراق را به فکر حل مسئله تاریخی و ژئوپلیتیکی خود کرد و جنگی هشت ساله بر ایران اسلامی تحمیل شد، جنگی طولانی و تنها جنگی بود که هر دو قدرت جهانی به بهانه حفظ نظم به همه اقمارشان از کشور عراق حمایت کردند، جنگ هشت‌ساله که ما از آن به دفاع مقدس یاد می‌کنیم با ناکامی هر دو بلوک در به شکست کشانیدن ایران در سال ۱۹۸۸میلادی خاتمه یافت و دو سال بعد و در سال ۱۹۹۰ با فروپاشی اتحاد جاهیر شوروی  عمر نظام دوقطبی نیز به تاریخ پیوست.

دوران فترت و تلاش در شکل‌گیری نظم جدید:

     دوران فترت زمانی است که نظم کهنه فروپاشیده و هنوز نظم جدید مستقر نشده است، و جهان کنونی در چنین وضعیتی قرار گرفته است. بعد از فروپاشی نظم دوقطبی، ایالات متحده آمریکا با شعار نظم تک قطبی سعی در تحمیل نظم مورد نظر دارد و در همین راستا بود که ایدۀ خاورمیانه جدید طرح گردید و در زمان بوش پدر و بعد در زمان بوش پسر کشورهای افغانستان و عراق اشغال شد، بهار عربی منجر به آشوب در کشورهای عربی شد، کشور لیبی فروپاشید، داعش برای بر هم زدن نظم خاورمیانه و بوکوحرام و الشباب در آفریقا ظهور پیدا کردند.

     دوران فترت زمانی است که قدرتهای بزرگ و کوچک برای ساخت آینده تلاش می‌کنند و همین باعث هرج و مرج می‌شود، در این زمان مرور و شناخت محورهای اساسی رقابت بسیار اساسی است؛

     ایالات متحده آمریکا با توجه به برتری نظامی خود، محور اصلی توسعه را در امور نظامی تعریف کرد، حدود ۴۳درصد صادرات تسلیحاتی دنیا را در اختیار دارد، بودجه نظامی این کشور در سال ۲۰۲۵ در سقف ۹۹۷ میلیارد دلار و در سال ۲۰۲۶ به یک تریلیون و صد میلیارد دلار ارتقا خواهد یافت. به این وسیله سعی دارد مزیت نظامی آمریکا را نسبت به رقیبان خود حفظ کند.

     کشور چین که جایگاه خود را به عنوان دومین قدرت در دنیا حفظ کرده، رقابت محوری خود را در هوش مصنوعی تعریف کرده است به همین خاطر در  سال ۲۰۲۴میلادی بالغ بر ۵۴۹ میلیارد دلار تراشه خریداری کرده است، سرمایه گذاری چین در  هوش مصنوعی تا جایی ادامه یافته است که برتری آمریکا در این حوزه را به خطر انداخته است. در اهمیت هوش مصنوعی همین بس که از ۱۰۱۶ شغل شناخته شده در دنیا فقط ۳۳ شغل با آن بی‌ارتباط است، به همین خاطر آمریکایی‌ها در حدود ۴۶۴ میلیارد دلار در حوزه سرمایه گذاری می‌کنند و در همین راستا پروژه‌ای به نام «استارگیت» در تگزاس به مبلغ ۵۵۰ میلیارد دلار با مشارکت کشورهای عربی، ژاپن و اروپایی‌ها در دست اجرا دارند.

     اتحادیه اروپایی که در رقابت تسلیحاتی  و هوش مصنوعی نسبت به آمریکا و چین خود را ناتوان دیدند، به بازی نرم و هنجاری روی آوردند، اگر گاه‌گاهی شنیده می‌شود که این کشورها از نسل کشی اسرائیل در غزه انتقاد می‌کنند در راستای همین رقابت است تا بتوانند رهبری معنوی خود را در دنیا حفظ کنند.

     کشور روسیه با نظر به داشتن ذخایر عظیم  نفت و گاز، محور اصلی رقابت را در این حوزه تعریف کرد و تلاش کردند وابستگی اتحادیه اروپا و سایر قدرتها مثل چین و هند را بیشتر کنند، خط لوله «گلف استریم-۲» را به همین منظور در حال احداث بودند که خطوط لوله آن با دستان نامرئی که هنوز هم مشخص نشده است منفجر و ناکام گذاشته شد.

     جمهوری اسلامی در بهره‌برداری از فرصت مذکور، هوشمندانه برنامه توسعۀ همه جانبه خود را با عنوان «سند چشم‌انداز ایران ۱۴۰۴» تنظیم وعملیاتی کرد. در همین راستا به توسعه انرژی هسته‌ای اهتمام ورزید و حساسیت قدرتهای جهانی برانگیخته شد. برای حل مسئله بازرسی‌های سنگین آژانس بین‌المللی انرژی هسته را تا سقف ۲۲درصد پذیرفت، وارد مذاکرات سنگین و تاریخی به‌نام برجام شد تا جایی که بیش از ۱۵مرتبه توسط همین آژانس غیرنظامی بودن انرژی هسته‌ای ایران تأیید شد و لیکن قدرتهای جهانی نه با سلاح هسته‌ای که با توسعه‌ی ایران مخالف هستند و به بهانه مقابله با سلاح هسته‌ای نقاب تزویر را کنار گذاشتند و اقدام نظامی کردند. در سیاسی بودن بمباران ایران اگر به ترور فرماندهان ایران و تأسیسات هسته‌ای بسنده می‌کردند شعارشان قابل توجیه بود و لیکن ترور دانشمندان هسته‌ای نشان می‌دهد که مسئله‌ی اصلی خدشه‌دار کردن استقلال و آسیب زدن به تمامیت ارضی ایران است، چرا که دانشمند هسته‌ای سرمایه کشور است و ارتباطی کمی با نظام سیاسی دارد، یک معلم ویک دانشمند در هر نظامی مورد نیاز آن سرزمین و مردمانش خواهد بود.

جنگ ۱۲ روزه:

     بعد از فروپاشی بلوک شرق انتظار اکثر کارشناسان پایان عمر ناتو بود و لیکن، غرب و آمریکایی‌ها نه تنها آن را حفظ کردند که آن را توسعه دادند و در مقابل حساسیت روسیه ابتدا  ارتش روس را عضو ناظر پذیرفتند و بعد از مدتی کنار گذاشتند. سازمان پیمان آتلانتیک شمالی برخلاف توافق با روسیه اقدام به توسعه به شرق کرد، خیزشی نرم و با استفاده از اهرم دموکراسی و حقوق بشر انقلاب‌های رنگی در کشورهای حوزه بلوک شرق راه انداخت از جمله این کشورها گرجستان و اوکراین بود تا اینکه روسیه نسبت به تحولات واکنش نشان داد و شدیدترینشان که هم اکنون نیز در جریان است مربوط به کشور اوکراین که به تصرف شبه جزیره کریمه و استانهای شرقی و عمدتاً روس نشین قصد دارد در نظم آینده جایگاه خود را تثبیت کند،  آمریکایی‌ها در شرق آسیا با حضور قدرتمند در تنگه استراتژیک مالاکا و با استفاده از ابزار تحریم و حقوق بشر کشور چین را تحت فشار قرار داده‌اند، و به دنبال شروع طوفان‌الاقصی در غزه بهانه لازم را در وارد آوردن ضربه به محور مقاومت دست رژیم صهیونیستی را در ضربه زدن به کشورهای منطقه در تحکیم پیمان ابراهیم باز گذاشتند و با اعلام کریدور داود از یک طرف و در اختیار قرار گرفتن آسمان عراق و کشورهای عربی تا اعلام کریدور ترامپ (زنگه زور) و در نهایت با تکمیل دسترسی‌ها در ۲۳خرداد ۱۴۰۴ تهاجم سنگین نظامی علیه کشورمان را به مدت ۱۲روز عملیاتی کردند.

     اگر تجاوز نظامی رژیم بعثی عراق به ایران در زمان احتضار بلوک شرق و در آستانه فروپاشی نظم دوقطبی صورت گرفت و هر دو بلوک در حمایت از کشور عراق متحد شدند و در دفاعی مقدس اجازه غلبه قدرتهای فرامنطقه‌ای داده نشد و رزمندگان ایران اسلامی استقلال و تمامیت ارضی کشور را حفظ کردند، جنگ ۱۲روزه نیز در بازه زمانی شکل‌گیری نظم جهانی جدید و در حالی که هر کشور منطقه‌ای بایستی تکلیف خود را در وابستگی نشان دهند، کشور ایران باز هم در تنهایی و با تکیه بر توانمندی نیروهای مسلح دفاع از کیان ایران را پاس داشت.

     تهاجم نظامی علیه کشورمان در سحرگاه ۲۳خرداد و در حالی شروع شد که تمامی سامانه‌های راداری و پدافندی حک شده بودند و تنها سامانه دفاع هوایی که از ابتدا تا آخر جنگ فعال و دشمن قادر به از کار انداختن آن نشد مربوط به سامانه «باور» بود که توسط متخصصین کشورمان ساخته شده بود و این نشان می‌دهد که در مسئله دفاع نظامی وابسته نبودن تا چه اندازه دارای اهمیت است.

     آسمان غرب کشور یعنی کشور عراق و اردن و سوریه به تمامی در   مدت جنگ در  اختیار اسرائیل و آمریکا قرار داشت و مهمتر از  آن ارتش کشور عربی اردن رسماً در راهگیری و هدف قرار دادن موشک‌ها و پهبادهای ایران وارد عمل شد، آسمان کشور عربستان تا پایگاههای آمریکایی و غربی در خلیج فارس در جنگ شرکت داشتند تا جایی که زیردریایی‌های آمریکا از خلیج فارس علیه تأسیسات هسته‌ای از موشک‌های فوق مدرن  «تاماهاوک» استفاده کردند. در محور شمالی، پایگاههای ناتو مستقر در ترکیه و در امتداد آن تا آذربایجان در عملیات بمباران شرکت داشتند و شمال‌غرب یکی از مناطق اصلی بمباران شده بود.

     علاوه بر همه موارد هماهنگی منطقه‌ای که صورت گرفته بود، ناوهای هواپیمای مستقر در دریای سرخ و مدیترانه مستقیماً در  راهگیری موشکها و پهبادهای ایران مشارکت داشتند، بنا به اعلام رئیس جمهور آمریکا (ترامپ) ارتش آمریکا از ۲۲سال پیش خود را برای چنین عملیاتی آماده کرده بود، بنا به اعتراف کارشناسان سیاسی و دفاعی بیش از ۸۰درصد عملیات در  آمریکا طراحی شده بود و رژیم صهیونیستی اسرائیل فقط ۲۰درصد عملیات را عهده‌دار بود، در  اختیار قرار دادن ۱۵۰فروند  از مجموع ۶۳۰ موشک راهبردی «تاد» که در جنگ ۱۲روزه مصرف شد نشان از ابعاد جهانی جنگ بوده است.

     تهاجم هوایی و عملیات پهبادی و نفوذی زمینی در  حالی آغاز شد که علاوه بر از  کار  افتادن سامانه‌های پدافندی، سیستم ناوبری که می‌بایستی در هدایت موشک‌ها بکار گرفته می‌شد به روی نیروهای مسلح ایران بسته شده بود، با این همه نیروهای مسلح ایران در کمتر از ۱۵ساعت توانستند پاسخ نظامی دشمن را تدارک ببینند و در  کمترین زمان ممکن سیستم فرماندهی خود را ترمیم نمایند، عملیاتی که دشمن انتظار داشت در کمتر از ۷۲ساعت به نتیجه برسد ناکام گذاشته شد.

     موضع‌گیری سیاسی چین، روسیه و ترکیه در بعد از ۷۲ساعت و دیده شدن قدرت فزاینده و تهاجمی نیروهای مسلح ایران تا جایی که کشور چین سامانه هدایت ماهواره‌ای خود را در  اختیار ایران گذاشت، نشان از این مهم دارد که ایران وارد یک توطئه بین‌المللی و جنگی جهانی شده بود و وقتی قدرت خود را نشان داد باعث شکاف در این هماهنگی جهانی شد.

     بعد از  ترمیم سیستم فرماندهی و شلیک انبوه موشک و پهباد، درروزهای پنجم و ششم جنگ از شلیک انبوه موشک کاسته شد و در همین زمان بود که رئیس ستاد کل  نیروهای مسلح اعلام کرد نیروهای مسلح ایران از فاز بازدارندگی وارد فاز تنبیه متجاوز خواهند شد، دشمن آن را باور نکرد، و لیکن، با شلیک نخستین  موشک فوق مدرن «سجیل» که رقص نور آن انسان دوستان ترانه‌سرای غربی را واداشت تا ترانه‌ای بسرایند «بم بم»، غربی‌ها اعتراف کردند که ایران یک موشک شلیک کرد و درست به هدف خورد، هدفی مهم، سرّی به‌نام «گاویام» در «بئرشبع» به تلی از خاک بدل گردید، و در شلیک های هدفمند بعدی مراکز حیاتی اسرائیل هدف قرار گرفت تا جایی که ارتش اسرائیل دچار فلج عملیاتی شد، دخالت آمریکا دقیقاً نجات اسرائیل از شکست حتمی بود. رژیم صهیونیستی در طول حیاتش ضربه‌ای باور نکردنی متحمل شد.

     بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران توسط آیالات متحده آمریکا که خلاف منشور ملل متحد است، واکنش نیروهای مسلح نه در ۱۵ساعت که در عرض ۶ساعت صورت گرفت و مرکز راداری و فرماندهی منطقه‌ای ارتش آمریکا هدف قرار گرفت و به‌دنبال آن بود که جنگ در دوازدهمین روز خاتمه یافت. همه این مطالب نشان می‌دهد دشمن در هر زمانی که در ما ضعف ببیند دوباره حمله خواهد کرد، قوی بودن ضرورتی است انکارناپذیر. اگر موشک‌های فوق مدرن دشمن را وادار به عقب نشینی کرد نبایستی حضور مردمی را از یاد ببریم، اگر مردم در صحنه نباشند شکست ما حتمی است و دشمن به این امر استراتژیک امید بسته بود، مردم سوخت اصلی سیستم موشکی و توان نظامی است که به‌کار گرفته می‌شود و این مهم  در آموزش پرورش و دانشگاه به دست شما جوانان رقم خورده و خواهد خورد به شرطی که خودتان را دست‌کم نگیرید.

آبان ۱۴۰۴ ذوالفقار صادقی

About ذوالفقار صادقی

Check Also

توسعه-۷، «مهمل»!«پوچ»؟

سند چشم‌انداز ایران 1404، وعده‌ای بود حکمرانان جمهوری اسلامی ایران به مردم داده بودند تا در بهار این سال تحقق آن‌را می‌بایستی جشن می‌گرفتیم، نه تنها خبری، مصاحبه‌ای و یا گزارشی از چگونگی ناکامی در دست‌یابی وجود ندارد که در هیاهوی اوضاع قمر در عقرب کشور به فراموشی سپرده می‌شود، این نوشتار مرثیه‌ای است بر بی‌کفایتی سردمداران و در تبیین کلام رهبری معظم انقلاب.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *